کد خبر: ۱۱۵۷۷۰
تاریخ انتشار: ۰۷ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۳:۴۶
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
دکتر شهرام محمدنژاد
او تاکید کرد که شنیده است حتی لباسهای تروریست ها با هلی کوپترهای آمریکایی برایشان ارسال می شود .


گذشته از اقرار صریح مسولین تراز اول آمریکا در این خصوص، تاییدیه دیگر این موضوع صحبت های حامد کرزایی در 8 اکتبر 2017 بود که در یک مصاحبه اختصاصی با تلویزیون روسیه امروز در لندن ، در پاسخ به این سوال که آیا پایگاههای آمریکایی در افغانستان برای کمک به گروههای تروریستی استفاده می شود گفت : من بیش از اینها فکر میکنم! او تاکید کرد که شنیده است حتی لباسهای تروریست ها با هلی کوپترهای آمریکایی برایشان ارسال می شود . او معتقد بود که این مسئله به صورت روزانه و حتی با هلیکوپترهای غیر نظامی به صورت کاملا عادی انجام می شود. کرزایی  معتقد است همه شاخه های تروریستی در کشورش در زیر ذره بین نیروهای آمریکایی و سازمان سیا فعالیت می کنند . او همچنین در پاسخ به این سوال که آیا گروههای تروریستی سازماندهی شده و ساختاری از ایالات متحده هستند گفت : قطعا همین طور است!
 اکنون همه می دانند که چرا ایالات متحده پای تروریست ها را به افغانستان باز کرد و آن همه اسلحه و مهمات را در اختیار آنها قرار می دهد . در حالی که واشینگتن با نظامیان خود سیاست ها و استراتژی های متفاوتی را در نقاط مختلف دنیا دنبال می کند، اما یکی از آنها در همه جا مشترک است و آن هم ایجاد هرج و مرج دائمی است . این همان هدفی است که آمریکا برای آن در افغانستان و حتی در منطقه باقی مانده است . واضح است که ایالات متحده قصد خروج از افغانستان را ندارد . به این دلیل که هم از نظر سیاسی و هم از نظر استراتژیک و هم از نظر اقتصادی برای ایالات متحده اهمیت خاصی دارد . از یکسو افغانستان در تقاطع چند کشور مهم قرار دارد که تضعیف آنها از اهداف راهبردی آمریکا است، و از سوی دیگر ایالات متحده در منطقه مانند حشره ایی عمل می کند که می خواهد قربانی خود را شکار کند اما نه با دست خود بلکه با بهره برداری از توان دیگران . اهداف ژئواستراتژیک و اقتصادی ایالات متحده آمریکا در افغانستان به هم گره خورده اند . از یک سو افغانستان در میان کریدور اقتصادی چین و پاکستان قرار دارد . گذرگاه کاراکورام بیش از 40 سال است که ایجاد شده است . اما ایالات متحده هیچ گاه تمایلی به حل اختلاف میان کشور پاکستان و هند نداشته و ندارد و این هم در همان راستای سیاست هرج و مرج طلبی است . دو هدف دیگر را هم ایالات متحده از حضور در افغانستان دنبال می کند و آن هم جواری آن با ایران و روسیه است . نزدیک به 40 سال از انقلاب اسلامی ایران می گذرد ولی سیاست های خصمانه آمریکا در قبال ایران فروکش نکرده  و این خود به نحوی شکست سیاست های خصمانه آمریکا در قبال ایران را نشان میدهد . اما از جهتی این سیاست های خصمانه بسیار علنی تر در دولت دونالد ترامپ به معرض ظهور در جامعه جهانی گذاشته شده است .  افغانستان به عنوان یک چهارچوبی برای روشن نگاه داشتن اختلافات چه در شوروی سابق و چه در روسیه فعلی بهره برداری می شود تا جاییکه به افغانستان لقب زیردریایی  در قبال سیاست های روسیه داده اند . در حال حاضر سیاست های روسیه با حضور فردی به نام ولادیمیر پوتین به عنوان یک مهره ی تاثیر گذار جهانی قوت یافته است . آمریکا توانست در دوران یلتسین تولید ناخالص روسیه را 40% کاهش دهد و به نحوی اکسیژن را از اقتصاد روسیه خارج کند . در آن زمان ولادیمیر پوتین به عنوان یکی از مقامات بر جستهKGB شاهد این توطئه ها بود . او به همراه چند ناسیونالیست روسی شاهد تلاش آمریکا برای نابودی روسیه بودند . آنها منتظر فرصتی برای برگرداندن اوضاع بودند تا زمانی که پوتین جایکزین یلتسین شد . 
پوتین به عنوان یک مرد پیچیده و محاسبه گر به دقت برنامه های خود را دنبال می کند. دخالت او در سوریه در سپتامبر 2015 ، در کنار ایران و حزب الله برای تثبیت دولت بشار اسد یکی از اقدامات اخیرو موفق او بوده است . او در کنار این دو کشور عملا در مقابل آمریکا و رژیم سعودی و اسرائیل ایستاد . 
بعد از این شکست منطقه ایی، آمریکا حالت تهاجمی تری در قبال ایران و روسیه و چین اتخاذ نموده است. شاید به همین دلیل است که این سه کشور بیش از پیش در مناسبات خارجی به هم نزدیک تر شده اند . البته ضلع چهارم این اتحاد می تواند پاکستان باشد که البته هنوز موضع مشخصی در مورد رابطه با آمریکا ندارد . سیاستمداران پاکستانی معتاد به سو استفاده از سیاستمداران ایالات متحده هستند و این امر باعث شده تا هر نوع رفتاری را از سوی ایالات متحده نسبت به خود پذیرا باشند. این در حالی است که آنها هرگز از حمایت آمریکا در مقابل هند برخوردار نبوده اند.
حضور آمریکا از نظر اقتصادی در افغانستان قابل توجیح است . معادن افغانستان! همان منابعی است که بایت آن 1 تلریون دلار از طرف شوروی ها را جذب کرد و سپس سرمایه گذاری 3 تلریون دلاری آمریکا در منطقه برای اکتساب معادن آنها، تفاوت ورود این دو کشور در گذشته و حال، تفاوت در نحوه بهره برداری و برنامه ریزی در استحصال معادن افغانستان بوده است . از یک سو منابعی که از نظر نفت خام و گاز طبیعی که به عنوان استراتژیک ترین منابع معدنی و ذخائر زیر زمین به شمار می رود نیز حائز اهمیت است . ذخائر آهن ، مس، کبالت، طلا و لیتیوم همه و همه از منابع قابل استحصال در افغانستان هستند . در یک یادداشتی که در نیویورک تایمز در سال 2007 منتشر شد و از قول پنتاگون منتشر شده بود، اذعان شد که ایالات متحده منابع عظیمی از ذخائر معدنی در افغانستان را کشف کرده است . 
لیتیوم یک ماده خام استراتژیک است که در بسیاری از ابزار های مدرن همانند باطری ها مورد استفاده قرار میگیرد و با توجه به آلایندگی های سوخت های فسیلی و جایگزینی سوخت ها و منابع انرژی پاک برای زمین نقش تعیین کننده ایی را در آینده از آن خود خواهد کرد . در همین راستا چینی ها اعلام کرده اند تا سال 2025 رهبران جهان باید در خودروهای الکتریکی باشند . آنها می خواهند از هر پنج ماشین یکی از آنها تا آن سال در چین برقی باشد . این در حالی است که پکن یکی از آلوده ترین شهرهای دنیاست و با این رویکرد می خواهد به سوی منابع پاک روی آورد . از طرفی افغانستان هم که دارای منابع غنی لیتیوم است و جذابیت فراوانی برای چینی ها خواهد داشت . 
چین ممکن است انتخاب های زیادی نداشته باشد و نمی تواند به واردات نفت خام بیش از پیش تکیه کند  . جای تعجب ندارد که کشمکش و جنگ قدرت برای دستبابی بیش از پیش و استعمار کشورهای غنی از منابع ادامه داشته و چنین چالشی در سیاست چین و آمریکا تعیین کننده باشد. اگر چه آمریکا برای ادامه استعمار خود را نیازمند حضور نظامی می داند ولی چین با توجه به شرایط خاص خود نیازی به حضور نظامی و تثبیت نیرو نخواهد داشت . 

نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار