کد خبر: ۱۱۸۶۲۲
تاریخ انتشار: ۰۷ اسفند ۱۳۹۶ - ۰۹:۴۶
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
دکتر محمد مهدی مظاهری


پنجاه و چهارمین دوره کنفرانس امنیتی مونیخ 2018از جمعه گذشته 27 بهمن ماه (16 فوریه) در هتل «بایریشر هوف» مونیخ آغاز شد و با توجه به اهمیت مساله توافق هسته ای ایران و کشورهای 1+5 ، انتظار می رفت که دفاع از برجام و مرزبندی مشخص با سیاست دولت آمریکا در این باره بطور برجسته در کنفرانس مونیخ مطرح شود.

کنفرانس مونیخ روز شنبه نیز به صحنه دفاع اروپا و روسیه از برجام برابر آمریکا تبدیل شد و «ارنست مونیز» وزیر انرژی دولت باراک اوباما در حضور «جان سولیوان» معاون وزارت خارجه دولت دونالد ترامپ با دفاع از برجام گفت: نقصی در برجام وجود ندارد که بخواهید اصلاحش کنید. اما حضور و سخنرانی محمد جواد ظریف، بنیامین نتانیاهو و عادل الجبیر فضای کنفرانس را به سمت پرسش داغ کنونی منطقه خاورمیانه یعنی مناسبات امنیتی و ساختار نظامی پس از داعش برد.
در یک نظرسنجی گسترده از اساتید رشته روابط بین الملل در بیش از ده کشور جهان اکثر غریب به اتفاق آنها در پاسخ به این سوال که مهمترین منطقه تهدیدزا برای صلح و امنیت جهانی کدام است خاورمیانه را معرفی کرده بودند. این وضعیت البته نکته تازه ای نیست اما به نظر می رسد که غربی ها تازه در حال دریافتن این نکته هستند که پاسخی برای این مشکل ندارند.امروز حتی تحلیلگران مستقل در خود ایالات متحده هم مشکل کانونی سیاست آمریکا در خاورمیانه را تلاشی مضحک برای نادیده گرفتن واقعیات عرصه پیچیده خاورمیانه می دانند. 
رویه به فروش گذاشتن سیاست خارجی و امنیتی ایالات متحده در خاورمیانه به بالاترین قیمت پیشنهادی اگرچه طی سال نخست ریاست جهموری دونالد ترامپ ابعاد آشکارتری پیدا کرده است، اما در عمل این سازوکاری است که برای بیش از دو دهه بر سیاست خاورمیانه ای آمریکا اگرچه با ظرافت بیشتری حاکم بوده است. 
در مقابل این ناشی گری فرامنطقه ای و ارتجاع منطقه ای، دستگاه دیپلماسی ایران طی پنج سال گذشته عمده ترین هدف خود را مقابله با پروژه ایران هراسی عبری-عربی قرار داده است. بخش میدانی این پروژه، تلاش جدی ایران به عنوان مهمترین نیروی ثبات بخش در معادلات خاورمیانه برای حفظ مرزها، تداوم حاکمیت دولت های مشروع و مقابله با گروه های تروریستی بوده است. بخش نرم افزاری این پروژه نیز همان چیزی است که در قالب مذاکرات بین المللی و دیپلماسی عمومی وزارت خارجه برای پیداشدن زمینه های تفاهم منطقه ای طی این سال ها دیده می شود. 
حضور وزیر خارجه ایران و سخنرانی شایسته او در نشست امنیتی مونیخ که فراز برجسته ای از همین بخش دوم به حساب می آید قطعا امید جبهه فرامنطقه ای را برای افزایش تنش ها ناکام گذاشت. 
در مقابل شاخ و شانه کشیدن های نتانیاهو و عادل الجبیر، تاکید ظریف بر آمادگی برای مذاکره با همه کشورهای منظقه، پایان یافته دانستن دوره هژمونی منطقه ای، لزوم گسترش همکاری های امنیتی منطقه ای و تاکید دوباره بر چارچوب پیشنهادی ایران برای شکل گرفتن گفتگوهای امنیتی خاورمیانه پیگیری سیاست هوشمندانه،‌ اصولی و ثبات بخش ایران به عنوان راه حلی نهایی برای معضل خاورمیانه است.
عنوان نشست امنیتی مونیخ به شکل گویایی «لبه پرتگاه و بازگشت؟» انتخاب شده بود. در میان شخصیت های منطقه ای حاضر در مونیخ گروه عمده ای با ادامه رویه جنگ طلبانه و کوبیدن بر کوس تهدید و ارعاب، عملا به دنبال سوق دادن منطقه به لبه پرتگاه بودند.در این میان تنها وزیر خارجه ایران بود که راهی منطقی برای بازگشت پیشنهاد می داد. در شرایطی که اروپایی ها توان نقش آفرینی در معادلات منطقه را ندارند،‌ آمریکاییها دچار فرسایش توان و اراده و سردرگمی شده اند و روس ها نیز وجاهت کافی برای پر کردن خلاء امنیتی منطقه را ندارند، زمانه برای یک معماری امنیتی جدید در منطقه خلیج فارس آماده است. 
به بیان رییس دستگاه دیپلماسی ایران، «ما پیشنهاد ایجاد یک منطقه قدرتمند را داده ایم که در آن ملت های کوچک و بزرگ و حتی آن هایی که رقابت تاریخی با یکدیگر دارند، در برقراری ثبات مشارکت می کنند. این استراتژی منافع تمام کشورهای ذینفع را در برمی گیرد که منجر به برقراری ثبات خواهد شد. در حالی که تمایلات هژمونیک از سوی هر قدرت منطقه ای یا جهانی نتیجه ای جز ناامنی ندارد.» با این اوصاف باید منتظر ماند و دید که کشورهای منطقه لبه پرتگاه را انتخاب خواهند کرد یا بازگشت را؟!
*استاد دانشگاه
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار