کد خبر: ۱۲۶۸۷۶
تاریخ انتشار: ۱۴ تير ۱۳۹۷ - ۱۹:۳۲
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
دکتر محمد مهدی مظاهری
امنیت فرهنگی یکی از مؤلفه‌های اصلی امنیت ملی کشورها در قرن بیست و یکم است. جامعه بالنده و ایمن، با تأمین امنیت خود، خاستگاه و زادگاه تمدن و فرهنگ است و از سوی دیگر، بالندگی و ترقی تمدنی و فرهنگی نیز ضامن حفظ ثبات و امنیت و اشاعه آن و رافع تنش و بی‌ثباتی در حوزه ملی و بین‌المللی قلمداد می‌شود.

از این رو بحث امنیت فرهنگی برای همه کشورها در این دوران حائز اهمیت است. موضوع امنیت فرهنگی اخیرا مورد توجه بسیاری از محققان قرار گرفته و طی دهه گذشته چندین اثر در این زمینه منتشر شده است. 
در کتاب جهان‌های در حال حرکت: جهانی شدن، مهاجرت و امنیت فرهنگی به ویراستاری جاناتان فریدمن و شالینی راندریا، که یکی از کارهای برجسته در این زمینه است نویسندگان به بررسی نقش تغییرات پرشمار جوامع در تهدید امنیت فرهنگی آنها و دغدغه به خطر افتادن امنیت فرهنگی انسان‌ها در چارچوب نظام دولت- ملتی می‌پردازند. نویسندگان کتاب نشان می‌دهند که چگونه تغییرات جمعیت‌‌شناسانه بر بستری از تحولات کلان در سامانه‌های جهانی، ‌هویت انسان‌ها را دستخوش دگرگونی کرده و احساس امنیت فرهنگی را در سرتاسر جهان کاهش داده است.
در واقع بحث از امنیت فرهنگی در ذیل موضوع امنیت ملی قرار گرفته و یکی از مؤلفه‌های اصلی آن را تشکیل می‌دهد. با استفاده از همین شاخص مفهومی می توان پدیده های جهانی داغ چند سال اخیر از جمله احیای مرزها، درون گرایی،‌ انزواطلبی و سیاستهای ضد مهاجرتی را بررسی کرد. 
نمی توان انکار کرد که چند دهه جهانی سازی اقتصادی که فرصت های اقتصادی طبقه متوسط را کاهش داده و توان رقابت اندک طبقه کارگر غربی با همتایان خود در کشورهای توسعه یافته را آشکار ساخته و در کنار آن بحران مالی و اقتصادی دهه گذشته که موجی از ناامیدی و خشم را بر طبقه حقوق بگیران در جوامع صنعتی حاکم کرده است، بستر مناسبی برای کاهش شدید احساس ناامنی فرهنگی در این جوامع شده است. 
نکته اینجاست که علی رغم این احساس ناامنی، هیچ تهدید قابل توجهی از سوی مهاجران متوجه امنیت فرهنگی ایالات متحده نیست. در حالی که صدور، تزریق و همه گیری فرهنگ آمریکایی برای بسیاری از کشورهای جهان اصلی ترین عامل تهدیدزای امنیت فرهنگی و در نتیجه امنیت ملی آنها به شمار می آید اما ورود چند ده هزار مهاجر به کشوری با بیش از سیصد میلیون جمعیت و با داشتن دست بالا در تولید و توزیع همه حامل های فرهنگ و هنر و سرگرمی جای نگرانی چندانی ندارد. تهدید واقعی به هیچ وجه متناظر با این حجم از جوسازی رسانه ای و سیاسی و در نتیجه آن نگرانی فزاینده و احساس ناامنی عمومی در آمریکا نیست. 
اگر مملکتی که با لقب «کشور مهاجران» شناخته می شود امروز به این نتیجه رسیده است که مرزهای خود را به روی مهاجران ببندد این حتما یک بن بست سیاستگذاری است. چند قرن پیش بومیان آمریکای شمالی در این قاره پر از نعمت و فروانی به خوشی روزگار می گذراندند تا اینکه سیل کشتی های اروپایی های تبعیدی «مهاجر» فرا رسید و با در هم پیچیدن تومار ساکنین برحق آن به روش های گوناگون از گلوله گرفته تا وبا و آبله، «ایالات متحده آمریکا» شکل گرفت. 
طنز تلخی است که این صاحب خانه های تازه، به ریاست جمهوری ترامپ که خود از فرزندان یک خانواده مهاجر آلمانی است، مرزهای کشور را به روی نسل جدید مهاجران می بندند. جالبتر اینجاست که رهبران باقیمانده سرخپوستان آمریکایی که لابد باید مخالف درجه یک مهاجران باشند هم به سیاستهای دولت جدید آمریکا می تازند، آن را غیر انسانی می دانند و خواستار آزادی مهاجرت به ایالات متحده هستند. 
در کشوری که هر روز خبر تیراندازی در یک گوشه اش سرخط رسانه های جهان می شود، در همان کشوری که مهمترین تهدید امنیتی اش شهروندان خودش هستند، از ورد مهاجرانی که بر اساس آمار، شیوع جرم و جنایت در آنها بسیار پایین تر از نرخ شهروندان آمریکایی است جلوگیری می شود تا از چه کسی در برابر چه چیزی محافظت شود؟ جالب اینجاست که به بیان عفو بین الملل برخی از مهاجرانی که به موجب سیاست جدید مهاجرتی از سفر به آمریکا محروم شده‌اند، از درگیری‌هایی فرار می‌کنند که آمریکا به طور مستقیم در ایجاد یا تداوم آن‌ها نقش داشته است؛ همچون یمن و سوریه. در چنین مواردی آمریکا خانه را آتش می‌زند و درهای خروج را قفل می‌کند. 
سیاست مهاجرتی ترامپ قطعا یک پارادوکس لاینحل است. از احساسات مسلمان سیتزانه‌ای که این تصمیم از آن برخاسته است، در کشوری که مدعی احترام به حقوق بشر است گرفته تا استثنا شدن کشورهایی که بزرگترین کارخانه های تولید تروریست هستند، تروریستهایی که در خاک ایالات متحده سه هزار نفر را تنها در یک روز به خاک و خون کشیدند. 
در عین حال از منظری دیگر این سیاست بسیار روشن و شفاف است. نهضت پوپولیسم راستگرای اخیر آمریکا بر موج احساس ناامنی شهروندان طبقه متوسط آمریکایی سوار شده است و در عین حال که نهایت بهره را از این موج می برد به شدت در پی تعمیق کردن این ترس و نگرانی در ایالات متحده است.
تا به حال سوءاستفاده از واهمه عمومی طبقه متوسط در پی بحران اقتصادی جهانی و عدم انطباق با جهانی شدن برای آقای ترامپ در عین ناباوری یک دوره ریاست جمهوری چهار ساله به ارمغان آورده است و او حتما از این موج برای سواری گرفتن و پیروز شدن در انتخابات میان دوره ای کنگره و انتخابات دوره بعدی ریاست جمهوری نیز استفاده خواهد کرد. از این رو سیاست مهاجرتی دولت ترامپ بیش از آنکه بر مبنای ناامنی فرهنگی واقعی شکل گرفته باشد مبتنی است بر یک رویه دقیق ناامن سازی فرهنگی و سوءاستفاده سیاسی از آن.
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار