کد خبر: ۱۳۱۱۴۸
تاریخ انتشار: ۱۰ آبان ۱۳۹۷ - ۱۵:۳۸
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
دکتر شهرام محمدنژاد


روایت های تاریخی بخش مهمی از فرهنگ و تصویری از جامعه و تفکرات احاطه شده در آن را به مخاطب عرضه می¬کنند. بر همین اساس بوضوح در میابیم که آمریکا و رژیم های جنایت پیشه ای مانند عربستان سعودی و صهیونیست ها زنگ خطر توحش، قتل و غارت و نژاد پرستی را در جهان به صدا درآورده اند و با فیلم سازی های هالیوودی و اسطوره سازی های خود گمان می برند همچنان در پس قهرمان سازی های پوشالی خود می توانند به دور از ملاخظات جامعه جهانی به کشتار، نژادپرستی و توحش خود ادامه دهند. وقتی به صراحت در برنامه ای به نام «60 دقیقه» در کانال CBS آمریکا در تاریخ 12 می 1996، مجری برنامه یعنی لسلی استهل از مادلین آلبرایت وزیر خارجه دولت بیل کلینتون می پرسد که " آیا مرگ 560 هزار کودک عراقی به دلیل تحریم های آمریکا قابل توجیه است؟" و آلبرایت پاسخ می¬دهد که «من فکر میکنم ارزشش را داشت!»، دیگر شبهه¬ای مبنی بر این که آمریکا یک جنایتکار است باقی نمی¬گذارد. صهیونیست ها نیز به خیال پوشالی خود به دنبال تحقق وعده الهی مبنی بر سرزمین مقدس خود هستند که البته خداوند متعال چنین وعده ای به آنان نداده است و حتی اگر هم داده باشد به دزدان و جنایتکاران چنین وعده¬ای نمی دهد. اسرائیلی ها بر اساس توهمات خود روز به روز به قتل و غارت در سرزمین های اشغالی ادامه می¬دهند و پشت پرده سکوت سردمداران جامعه جهانی به نسل کشی فلسطینی ها می پردازند. از سوی دیگر ماجرای کشتار مظلومانه مردم یمن نه تنها برای جنایت پیشه گان سعودی بلکه برای همه حامیان این رژیم جنایتکار به امری خفت بار تبدیل شده است. در همین راستا ماجرای قتل و قطعه قطعه کردن بدن جمال خاشقچی در کنسولگری سعودی در استامبول ترکیه پرده دیگری از چهره کریح این رژیم وحشی برداشته و واقعیات درونی این رژیم سفاک را به جهانیان ارایه نموده است.    
 حال می خواهیم گذاری به شخصیت واقعی ایالات متحده داشته و ببینیم ادعای آنان که هیچ اشتباهی را مرتکب نمی شوند تا چه حد صحت دارد؟ همه می دانند که در همه جای دنیا شکنجه در زندان به معنای عملی بی رحمانه و نوعی جنایت جنگی و تضییع حقوق شهروندی و خلاف دموکراسی است، اما رابرت گیتس آمریکایی بی شرمانه در مقابل سوال خبرنگاری مبنی بر چرایی انجام شکنجه در زندانهای عراق و افغانستان با دست امریکاییها می¬گوید: «ما که شکنجه نمی کنیم بلکه از روشهای معمول خودمان برای کسب اطلاعات استفاده می کنیم!» و دونالد رامسفلد نیز اینگونه جنایات آمریکا را «روشهای علمی برای افزایش اعترافات مجرمان » معرفی می کند و کشته شدن زیر شکنجه ها را «یک عمل اعتراضی توسط خود زندانیان » نام نهاده است. آیا شکنجه و کشتن انسانها نامهای دیگری نیز دارد؟ جنایات آمریکایی ها از بگرام افغانستان تا ابوغریب عراق و گوانتانامو و دیگر نقاط دنیا، در پس پرده تاریخ در حال فراموشی است. کم نیستند اسکلت¬هایی که در اطراف این قتلگاهها استخراج و در پستوها هر از چندگاهی پیدا می¬شوند. به راحتی می توان با تحلیل این رفتار و صحبت¬ها به ماهیت پوشالی ادعاهای نظام های به ظاهر دموکراتیک مانند آمریکا پی برد. پر واضح است که هیچ حریم خصوصی، آزادی اندیشه، امنیت  و حتی حقوق اولیه انسانها و کرامت ذاتی آنها نه برای دولتمردان و نه اعضای کنگره آمریکا مهم نبوده و قطعا همه آنها موافق ادامه چنین سیاستهایی هستند و به عمال و وابستگان خود اجازه انجام چنین جنایاتی را می-دهند. البته در افکار عمومی و رسانه های آمریکایی بعضا واکنش ها و نظرسنجی هایی برای مقابله و اعتراض با اینگونه جنایات صورت می¬پذیرد که چندان مفید فایده نیست. زیرا غالب رسانه ها نیز در خدمت خود آنان هستند. غالبا توجیه آنان در مقابل این عملکردهای جنایتکارانه این است که از امنیت ملی خود دفاع می¬کنند و یا در مقابل تهدیدات داخلی و خارجی اینگونه رفتارهای مشمئز کننده را از خود بروز می¬دهند.  پر واضح است که باید به سران دولت و کنگره آمریکا گوشزد کرد که به اعتراف خودتان این عصر، دوره گفت و گو و دیپلماسی است و حریم خصوصی افراد و آزادی های مشروع مدنی هیچ کس امنیت داخلی و خارجی هیچ کشوری را تهدید نمی¬کند. سوال دیگری که در مقابل اینگونه صحبت آمریکایی ها مطرح می شود این است که پس چرا گزارشهای حملات تروریستی 11 سپتامبر تا کنون مسکوت مانده است؟ چرا به ابهامات فروریختن ساختمانها علارقم قابل توجیه نبودن ریزش آنها صرفا با برخورد هواپیما پاسخ داده نمی شود؟ چرا مسئولین آمریکا که دم از آزادی و حقوق بشر می زنند زندان گوانتانامو را علارقم وعده های خود نمی بندند و چرا نمی گویند که هیچ یک از افرادی که در آن زندان به سر می¬برند در هیچ دادگاه بین المللی و یا آمریکا علنا محاکمه نشده اند؟ همه می دانیم که از زمان باراک اوباما تا کنون وعده بسته شدن این زندان مخوف داده شده است در حالی که جنایات آن هر روز افزون تر می شود.
فراموش نکرده ایم که دونالد ترامپ، فردی به نام جینا هاسپل را که دارای سابقه بسیار سیاه و جنایتکارانه در تایلند است، به عنوان مسئول CIA منصوب کرد . هاسپل در سال 2002 از سه مضنون (ابوزبیده، عبدالرحیم نشیری و خالد شیخ محمود)، در تایلند در عرض یکماه 83 بار بازجویی های شرم آور همراه با شکنجه های شدید نمود و البته تمام  مستندات ثبت و ضبط شده را بدون اجازه فرماندهان خود از بین برد. جالب اینجاست که عکس یکی از آن سه تن در زندان ابوغریب در تاریخ 28/3/2002 منتشر شد که یکی از متهمان حملات 11 سپتامبر نیز می باشد. گذشته از افشای روشهای خشن و وحشتناک باز جویی هاسپل، دیگر چهره های مشهور آمریکا از قبیل رامسفلد معتقداند که باید بوسیله بازجویی های وحشتناکی که با آب انجام می¬شود از آنان اعتراف گرفت، و دیک چنی هم که از سیاستمداران مشهور آمریکا است اعلان می کند که باید با استفاده از سایر روشها خشن از این متهمان بازجویی نمود. اما در همان زمان عوامل FBI معتقد بودند که آنان تروریست های برجسته¬ایی نیستند و برای دادن اطلاعات موثر عمل نمی-کنند. در همان زمان حتی نیویورک تایمز هم که رابطه خوبی با جامعه مسلمانان ندارد شدت شکنجه این سه نفر را مورد انتقاد قرار داد!  ابوزبیده اولید زندانی¬ایی بود که پس از 14 سال زندانی بودن در زندانهای آمریکایی پاکستان از جنایات آمریکا لب به سخن نگشود و به اتهام دست داشتن در حملات 11 سپتامبر مجددا بازداشت شد. آمریکایی ها از او به عنوان یک زندانی شناخته شده هراس دارند. بوش ابوزبیده را بارها به عنوان رئیس عملیاتی القائده معرفی کرد و در سخنرانی سال 2006 او را یکی از رهبران ارشد تروریستی نام نهاد. 
   علارقم تمامی این ادعاها، سالها ی بعد مشخص شد که ابوزبیده متعلق به القاعده نیست، و علارقم تمامی این شکنجه هایی که از طریق FBI و CIA بر او اعمال شد(83 باز بازجویی توام با شکنجه)، باز هم اصرار به ادامه این روند داشته اند. ابوزبیده هرگز  عضو القائده نبوده و این هم از اعترافات روزنامه های منتسب به دولت آمریکا است. 
  وعده های ترامپ برای بازنگه داشتن گوانتانامو با این همه فضاحت و جنایت بخشی از دموکراسی آمریکایی است. همان وعده هایی که به عنوان «دوباره احیا کردن آمریکا» به مردم آمریکا وعده داده شده بود. 
دقیقا 60 سال پیش (1958) بود که ویلیام لیدر رمان خود را به نام (آمریکایی زشت) منتشر کرد و شاید هرگز شاید تصور نمی کرد زشت خو ترین آنها متصدی کاخ سفید شود. رمان مذکور بر اساس زندگی واقعی دیپلمات های آمریکایی در جنوب شرقی آسیا نوشته شده بود و میلیون ها نسخه از آن فروخته شد. پر واضح است که این خواص شامل خود ترامپ که خود را نابغه سیاسی و زیبا ترین رییس جمهور آمریکا معرفی می¬کند نیز می شود. 

نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار