کد خبر: ۱۳۱۲۷۹
تاریخ انتشار: ۱۴ آبان ۱۳۹۷ - ۰۸:۵۳
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
«تعدیل معنادار»
این تصور نباید در طرف آمریکایی ایجاد شود که اقدام به هر خصومتی که بکند، بی‌هزینه باقی خواهد ماند؛ ساز و کاری نیاز است تا کاخ سفید هرچه بیشتر دم از فشار زد، بیشتر از آنچه می‌خواهد فاصله بگیرد.

گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس – علیرضا کریمی: دوشنبه 14 آبان، روز اجرایی شدن دومین دور از تحریم‌های بازاعمال شده آمریکا علیه ایران پس از خروج این کشور از برجام است؛ خروجی که با اعلام مورخ 18 اردیبهشت دونالد ترامپ صورت گرفت. برجام در دوران شکوفایی خود هم در رفع تحریم‌ها و بالاخص تحریم‌های بانکی و علی‌رغم تعهد ایران به تمام بندهای مربوط به خود ذیل آن، دچار مشکل بود اما خروج یک‌جانبه آمریکا از این توافق، عرصه را بر آن تنگ‌تر کرد.

پس از اعلام ترامپ، سایر طرف‌های برجام از جمله کشورهای اروپایی از ادامه تعهد خود به این توافق خبر دادند. اخیرا نیز صحبت از ایجاد یک ساز و کار مالی ویژه برای ادامه تعاملات مالی با ایران پس از اعمال تحریم‌های آمریکاست؛ ساز و کاری که اعلام شده عملی شدن آن زمان خواهد برد. ابعاد این ساز و کار همچنان روشن نیست و اینکه تا چه حد کارآمد باشد مساله‌ای است که با گذر زمان می‌توان در خصوص آن اظهار نظر کرد.

 

 

اما به هر روی، این امر واضح است که واشنگتن از فهرست متعهدین به برجام خارج شده و تعهداتی را که ذیل این توافق سپرده بود دیگر اجرا نخواهد کرد، هرچند که آن زمان که اجرا می‌کرد نیز در شیوه اجرای این کشور بحث بسیار بود.

سوال مهمی که اکنون مطرح است، واکنش ایران به این اقدام واشنگتن است. بی‌تردید راهبرد دولت آمریکا اعمال فشار بیشتر بر ایران است و زمانی که این فشارها با واکنش مناسب از سوی تهران مواجه نشوند، بدیهی است که کاخ سفید به اعمال فشارهای بیشتر علیه ایران ترغیب خواهد شد. بنابر یک منطق ساده، واشنگتن تنها زمانی از راهبرد فشار دست می‌کشد که اقدامات خصمانه فعلی آن، نه‌تنها به هدف نرسد بلکه این کشور را از اهداف تعریف شده آن که می‌توان آنها را در خواسته‌های دوازده‌گانه مطرح شده از سوی «مایک پامپئو»، وزیر خارجه آمریکا دید، دورتر شود؛ خواسته‌هایی که قطع کامل غنی‌سازی اورانیوم تنها یکی از آنهاست.

این تصور نباید در طرف آمریکایی ایجاد شود که اقدام به هر خصومتی که بکند، بی‌هزینه باقی خواهد ماند. به این ترتیب ساز و کاری نیاز است تا کاخ سفید هرچه بیشتر دم از فشار زد، بیشتر از آنچه می‌خواهد فاصله بگیرد.

 

 

یک معادله که در هر توافقی باید به آن توجه داشت این است که وقتی تعهدات یک طرف کاسته می‌شود، تعهدات طرف مقابل نیز به تناسب باید کاسته شود. در زمان حصول برجام، طرف مقابل ایران 1+5 بوده و تعهدات آمریکا به‌تنهایی اگر بیش از تعهدات اروپایی‌ها نبوده باشد، شاید کمتر هم نباشد. با این حساب، ایران مزایایی کمتر از آنچه در برجام بر روی کاغذ آمد را اکنون می‌تواند دریافت کند و لذا تعهدات ایران نیز باید به همین نسبت تعدیل شوند.

این امر حتی با خود برجام هم در تعارض نیست بلکه توافق هسته‌ای وین به آن اشاره هم کرده است. در بخش پایانی بند 37 برجام آمده است: «ایران بیان داشته است که چنانچه تحریم‌ها جزئی یا کلی مجددا اعمال شوند، ایران این امر را به منزله زمینه‌ای برای توقف کلی یا جزئی تعهدات خود وفق این برجام قلمداد خواهد نمود.»

حامیان برجام در ایران خود بر این باورند که این توافق از آنجا که توسط یک قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد (قطعنامه 2231) مورد تائید قرار گرفته، به یک توافق بین‌المللی بدل شده فلذا این بخش از بند 37 نیز بخشی از این توافق بین‌المللی تلقی می‌شود. همان مذاکره‌کنندگانی که این بخش را در بند 37 گنجانیده‌اند، اکنون در وزارت امور خارجه حضور دارند و حتما بر این واقعیت صحه می‌گذارند که آنچه در این فقره پیش‌بینی شده بود، اکنون رخ نموده است؛ لذا بر اساس خود برجام، زمینه توقف کلی یا جزئی تعهدات ایران فراهم آمده است.

به این ترتیب زمینه حقوقی لازم برای تعدیل تعهدات ایران ذیل توافق هسته‌ای وین فراهم آمده و اکنون ایران این اختیار را دارد که دست به تعدیل تعهدات خود بزند؛ اما تعیین مصداق تعدیل باید با یک اصل اساسی همراه باشد: «معنادار بودن.»

* تعدیل معنادار

شاید بتوان مصادیق زیادی برای تعدیل در تعهدات هسته‌ای ایران ذیل برجام یافت اما اصل معنادار بودن قطعا گستره گزینه‌ها را محدود می‌سازد. تعدیل معنادار، یعنی تعدیلی که واشنگتن و هم‌پیمانان منطقه‌ای آن را به این نتیجه برساند که بازگشت تحریم‌ها آنها را از خواسته‌هایشان دور کرده است، نه نزدیک.

مایک پامپئو، وزیر امور خارجه ایالات متحده در گفت‌وگو با شبکه خبری سی‌بی‌اس مدعی شده که اطمینان دارد طرف ایرانی برنامه هسته‌ای خود را [بخش‌های متوقف شده ذیل برجام] از سر نخواهد گرفت. تعدیل معنادار یعنی پایان بخشیدن به این اطمینان پامپئو و دیگرانی که در کاخ سفید و یا اندیشکده‌های تصمیم‌ساز آن چنین فکر می‌کنند. اگر واشنگتن به‌خیال تغییر رفتار ایران است، رفتار ایران اتفاقا باید در جهتی شکل بگیرد که طرز فکر او را تغییر دهد.

 

 

گستره مصادیق چنین تعدیل معناداری البته باز و به اختیار تصمیم‌گیرندگان است؛ یک کارشناس مسائل بین‌المللی، عصر شنبه در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس، یک مصداق را در این خصوص مطرح کرده است. (اینجا)

این کارشناس مسائل بین‌المللی از «برداشتن سقف ذخایر غنی‌شده اورانیوم» ذیل برجام، به‌عنوان گزینه‌ای قابل بررسی یاد کرده است. این پیشنهاد، درست به‌نظر می‌رسد چون اگر سقف مزبور برداشته شود و ایران دیگر متعهد به ذخایر 300 کیلوگرمی اورانیوم غنی‌شده 3.67 نباشد، دولت آمریکا قطعا نمی‌تواند ادعا کند که به اهداف خود از تحریم‌ها رسیده است.

همان‌طور که پیش‌تر ذکر آن رفت، یکی از خواسته‌های ایالات متحده از تهران که در سخنرانی پامپئو در اندیشکده بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها بیان شد، برچیده شدن هرگونه غنی‌سازی در ایران بود. حالا اگر پامپئو و دوستانش در اف‌دی‌دی با ذخایر بیشتر اورانیوم در ایران مواجه شوند، چگونه می‌توانند ادعا کنند که راهبرد آنها درست بوده و به اهداف خود در راهبرد سخت‌گیری بر ایران نائل آمده‌اند؟

* افکار عمومی آمریکا

هر سیاست‌مداری در آمریکا به‌دنبال تصویری موجه از خویش است، تصویری که برای رای‌دهندگان جذاب باشد. بر این اساس، سیاست‌مداران آمریکایی به‌دنبال این هستند که بگویند تصمیمات آنها درست بوده و برای منافع ملی آنها کارآمدی داشته است.

نباید از خاطرها رفته باشد که «جان کری»، وزیر خارجه اسبق آمریکا، دولت بوش را به‌خاطر اینکه تدابیرش باعث شد ایرانی‌ها به 19 هزار سانتریفیوژ و 12 تن اورانیوم غنی‌شده دست یابند، تا چه حد تحقیر می‌کرد. تصویری که کری از اقدامات بوش می‌ساخت، تصویری از تدابیر غلط بود. همین پیشرفت در غنی‌سازی هم باعث شد که آمریکایی‌ها بپذیرند که نمی‌توانند ایران را از حق غنی‌سازی خود محروم کنند. به اذعان شخص بوش در فصل 18 کتاب خاطراتش، این پذیرش حتی در دولت بوش هم صورت گرفته بود.

اکنون هم اگر آمریکایی‌ها ببینند که تدابیر دولتشان دقیقا در مسیر عکس در حال جواب دادن است، دولت ترامپ از واکنش افکار عمومی در امان نخواهد ماند؛ واکنشی که می‌تواند سیاست‌های آمریکا در قبال ایران را به عقب‌نشینی وادارد. این اصلی فراموش‌نشدنی در مواجهه با سیاست خارجی ایالات متحده است که در برابر عقب‌نشینی حمله می‌کند و در برابر سیاست روبه‌جلو، عقب‌نشینی.

* بیم از واکنش اروپا

شاید برخی بر این باور باشند که ممکن است تعدیل معنادار منجر به عقب‌نشینی اروپا از تلاش برای حفظ برجام باشد.

این بیم به سه دلیل صحیح نیست:

اولا، بندهای 36 و 37 و مکانیسم‌های آن بخشی از برجام هستند و اروپا حق اعتراض به عمل به متن توافقی که مدعی تلاش برای حفظ آن است را ندارد؛

ثانیا، اروپا فعلا حرکتی اساسی در راستای حفظ منافع ایران از برجام صورت نداده و هرچه هست به آینده‌ای مبهم موکول شده است؛

ثالثا، برجام به‌حدی محدودیت هسته‌ای بر ایران تحمیل کرده که حتی با برداشته شدن سقف ذخایر اورانیوم غنی‌شده نیز حفظ آن برای اروپا ارزشمند باشد. همین محدودیت‌هاست که امروز اروپا را از همراهی رسمی با واشنگتن بازمی‌دارد.

* بیم از واکنش سخت‌تر واشنگتن

برخی نیز ممکن است نگران آن باشند که با تعدیل تعهدات هسته‌ای ایران فشار واشنگتن بیشتر شود. پاسخ به این شبهه پیش‌تر داده شد؛ اتفاقا برعکس، ندادن پاسخ مناسب است که واشنگتن را به فشارهای بیشتر علیه ایران ترغیب می‌کند.

واشنگتن زمانی دست از خصومت بیشتر برخواهد داشت که به این باور برسد که این دست خصومت‌ها صرفا هزینه‌زاست نه منفعت‌آور. تا زمانی که پامپئو و دوستانش بر این باور باشند که ایران هرگز بر دامنه فعالیت‌های هسته‌ای خود نخواهد افزود، چرا باید در اعمال تحریم‌های بیشتر علیه تهران تردید کنند؟

* فرجام سخن

دولت بدعهد آمریکا به‌خودی خود از خصومت با ایران عقب نخواهد نشست، تنها اقدامات روشن و قاطع می‌تواند تیم فعلی سیاست خارجی واشنگتن را به تجدیدنظر در افکار و افعالشان قانع کند.

تقابل با حربه تحریم می‌تواند سه بُعد موازی داشته باشد: تقویت بنیه‌های داخلی اقتصاد، تلاش‌های دیپلماتیک برای کاهش آثار تحریم و تنبیه و پشیمان ساختن تحریم‌کننده. بُعد سوم کم‌اهمیت‌تر از ابعاد دیگر نیست و در شرایط فعلی تعدیل تعهدات ایران ذیل برجام لازمه آن است.

البته بدیهی است که مصادیق تعدیل معنادار می‌تواند بیش از آن چیزی باشد که فوقا به آن اشاره شد و گزینه‌های متعدد در اختیار تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیرندگان در سطوح عالی نظام جمهوری اسلامی ایران است و طبعا تصمیم نهایی مورد احترام خواهد بود.

انتهای پیام/


نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار