کد خبر: ۱۳۴۲۶۸
تاریخ انتشار: ۰۹ دی ۱۳۹۷ - ۰۸:۲۴
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
دکتر شهرام محمدنژاد


"در روابط بین الملل هیچ دوست یا دشمن دائمی وجود ندارد". این سیاستی بود که اول بار توسط انگلیسی ها مطرح شد و مباحث ارتباطات بین المللی را به نوعی تحت الشعاع خود قرار داده است. این پدیده هم اکنون در منطقه اوراسیا در حال پیاده شدن است. در این منطقه اتحادیه ای در حال شکل گیری است، که شامل سه کشور ایران، روسیه و ترکیه می باشد. ترکیه به عنوان یک کشور تحت نفوذ تفکرات اروپایی، تا چندی پیش بسیار بر منافع آمریکا در منطقه توجه داشت، اما در حال حاضر همسویی آن کشور با روسیه و ایران که دو دشمن جدی ایالات متحده قلمداد می شوند سیاست های بین المللی جدیدی را در عرصه منطقه رقم زده است. 
از سوی دیگرهمه می دانیم که دیگر جهان یکپارچه تحت سلطه و نفوذ ایالات متحده از بین رفته  و جهان چند قطبی که در آن کشورهایی مانند چین، روسیه، ایران و ترکیه حضور فعال و جدی دارنددر حال شکل گیری است. ایده ی جهان یکپارچه یک ایدئولوژی تحقیر آمیز از سوی ایالات متحده آمریکا بود که بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی مطرح شد. نومحافظه کاران آمریکایی این ایده را در سال 1997 به عنوان پروژه قرن مطرح نمودند. اساس این طرح توسط صهیونیستها مطرح شد و بر اساس آن ایالات متحده نباید به دوست و دشمن اجازه دهد که تسلط آمریکا بر جهان (از جنبه های مختلف) را به چالش بکشند. این تئوری باعث می شد تا هژمونی آمریکا همانند حمله پرل هاربر نشکند و با به راه انداختن توطئه هایی شبیه  11 سپتامبر بتواند جنگهای بیشماری را برای حفظ منافع ظالمانه خود در سراسر دنیا سامان دهد. به عنوان نمونه  عراق صدام حسین و طالبان افغانستان را می توان پیروان منافع آمریکا دانست، زیرا هنگامیکه صدام جنایتکار علیه منافع آمریکا اقدامی می کند، چون سابقا توجیه پذیر بودن حملات آمریکا برای افکار عمومی تثبیت شده است به راحتی آنرا نابود می کنند. از سوی دیگر با وجود 17 سال جنگ علیه طالبان، اینگونه استدلال می کنند  اگر نیروهای آمریکایی نباشند دولت افغانستان ظرف مدت دو هفته سقوط خواهد کرد و هنوز 60% خاک افغانستان در اختیار طالبان است.
اکنون پر واضح است که دیگر در کشوری مانند عراق برای توطئه های تحریف شده آمریکایی فضایی وجود ندارد. این تغییر رویکرد افکار عمومی جز با فداکاری مقاومت با رهبری ایران در منطقه عراق و سوریه به دست نیامده است. درست است که روسیه هم در این ثبات نسبی سهیم بوده است، اما قطعا روسیه در جهت نیل به اهداف و تامین منافع خود دست به این اقدامات زده است. همین تغییر رویکرد در منطقه است که هم اکنون آمریکا علارقم میل باطنی خود مجبور است سوریه ترک نموده و ارتش سوریه قادر خواهد بود که تمام سوریه را از لوث وجود تروریست ها پاک سازی نماید. 
  در چنین فضایی است که قتل جمال خاشقچی همانند یک بمب خبری، سیاست های ترامپ برای استفاده از سعودی ها در راستای تحقق معامله قرن در منطقه غرب آسیا را با شکست بی سابقه ایی روبرو کرده است. از سوی دیگر سیاست های احمقانه بن سلمان، باعث بی آبرویی و انزوای مطلق سعودی ها در منطقه و جهان و  رسوایی تاریخی جاه طلبان "پادشاهی وهابی" شده است. در این وادی دولتمردان ترکیه هم توانستند به نحو مطلوبی برای نیل به مقاصد خود از قتل خاشقچی بهره مند شوند و در پشت پرده امتیاز های بزرگی از آمریکا در ازای سکوت به دست آورند. رژیم های عربی هم پیمان با عربستان سعودی هم بسیار از نظر بین المللی متزلزل اند و شورای همکاری خلیج فارس اکنون یک شورای بسیار منفعل و ناکارآمد در منطقه و جهان است. اتحادیه عرب بیشتر شبیه یک باشگاه سرگردان برای میلیاردر های مزدور منطقه است.. سفر عمر البشیر به سوریه و شروع به کار سفارتخانه امارات در سوریه را نیز باید در همین راستا ارزیابی نمود. در این فضا به نظر می رسد آل سعود هم کم کم به زباله دان تاریخ نزدیک می شود
از سوی دیگر فلسطینی ها با مبارزات خود و در خفقان رسانه های امپریالیزم معادلات آمریکایی را به هم ریخته و جبهه مقاومت تحت رهبری ایران اسلامی به طور فزاینده ایی با اعتماد به نفس و با قدرت ایمانی و پشتوانه اعتقادات الهی، آمریکا و صهیونیسم و سعودی ها را به ورطه ناکامی و ناامیدی در منطقه کشانده، و طبق وعده قران مجید نصرت الهی در انتظار مبارزان راه حق می باشد.

نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار