کد خبر: ۱۳۵۲۳۴
تاریخ انتشار: ۲۷ دی ۱۳۹۷ - ۱۵:۰۸
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
دکتر شهرام محمدنژاد


اگر چه در کنگره آمریکا هیچ کس نمی خواهد حتی یک کلمه در مورد حضور نظامیان آمریکا در افغانستان صحبتی به میان آورد، اما خروج خفت بار نیروهای اشغالگر آمریکا از سوریه اشغال 17 ساله سرزمین افغانستان توسط آمریکا را به موضوع مهم روز تبدیل کرده است . این امر به کابوسی برای آمریکایی ها تبدیل شده و هیچ یک از سیاستمداران آمریکا نمی خواهد پذیرای این شکست بزرگ در افغانستان باشد. شرایط جنگی در افغانستان غیر قابل پیش بینی است و اشغالگران به دنبال یک راه حل برای تطهیر چهره خود و خروج از این منجلابی هستند که در آن فرو رفته اند. 
کشورهای متعددی از قبیل پاکستان، روسیه، چین، ایران و..... راه حل منطقی حل این بحران را خروج آمریکا از افغانستان می دانند، اما آنها نمی خواهند در اذهان عمومی به عنوان کشوری که در این جنگ خانمان سوز شکست خورده ظاهر شوند. از سوی دیگر گروه طالبان توانسته طولانی ترین جنگ را به نیروهای آمریکایی   تحمیل کند و بسیاری از سربازان آمریکایی در آنجا فرار را بر قرار ترجیح داده اند. طالبان بارها و بارها در عملیات های ویرانگر خود موفق شده است تا در امن ترین مناطق تحت سلطه آمریکایی ها حملات مهلکی را انجام دهد و آخرین نمونه آن در ماه اکتبر سال پیش (2018) اتفاق افتاد. در آن عملیات ژنرال جفری اسمایلی که مسئول مشاورین ناتو در افغانستان بود، در یک نشست مهم در قندهار هدف قرار گرفت که این امر مانند یک بمب خبری در رسانه ها پخش شد. فرد مهاجم که از جنگجویان افراطی طالبان بود در لباس نیروهای امنیتی در یک حمله توانست ژنرال اسکات میلر (فرمانده ارشد ایالات متحده در ناتو) و ژنرال عبدالرزاق (رئیس پلیس افغانستان) را مورد هجوم خود قرار دهد. گزارشها حاکی از آن بود که جلسه مذکور یک جلسه امنیتی با حضور ژنرال صاحب نام، عبدالرزاق در خصوص توانمندیهای پلیس افغانستان و سیاست های آنها در قبال طالبان بوده است. ژنرال عبدالرزاق نیز که فردی متخاصم نسبت به مواضع طالبان و متحد آمریکا بود در این حمله کشته شد. گذشته از او، یک خبرنگار و رئیس اداره امنیت افغانستان هم در این حمله کشته شدند. دلیل اصلی حمله طالبان  به این ژنرال تشریح نقاط ضعف طالبان و تحلیل و ارزیابی آینده گروه مزبور در آن جلسه بوده است.
 درست است که دولت افغانستان بر ساختمانهای دولتی تسلط امنیتی دارد، اما اکثریت قندهار در تسلط طالبان است. چه ارگانی می تواند امن تر از ارگانهای امنیتی و پلیس در این شرایط باشد که آن هم اینچنین مورد هجمه عوامل طالبان قرار گرفته است؟ این حمله در آستانه انتخابات پارلمانی افغانستان یک پیام آشکار را از سوی طالبان برای دولت افغانستان به همراه دارد. بعد از این حمله بود که یک مقام ارشد آمریکا در یک موضع گیری آشکار سیاست های تهدیدی علیه پاکستان اتخاذ کرد. هنری اشنر که معاون وزیر امور خارجه آمریکااست در این موضع گیری تاکید کرد که تا زمانی که پاکستان سیاست های خود را در منطقه نسبت به صلح و آرامش در افغانستان تغییر ندهد، هیچ صلح و ثباتی در منطقه در خصوص افغانستان پایدار نخواهد بود. آمریکایی ها دقیقا نمی دانند چه سیاستی را در افغانستان باید در پیش بگیرند تا موفق باشند! آنها مانده اند که از پاکستان بخواهند این کار را برای آنها انجام دهد یا خود از عهده آن بر خواهند آمد! این مقام آمریکایی همچنین در سخنرانی خود تاکید کرد که ایالات متحده همچنان به پاکستان برای اجرای سیاست های آمریکایی دیکته شده فشار خواهد آورد! در حقیقت آنچه آمریکا از پاکستان خواسته است تطبیق خواسته های پاکستان با ایالات متحده در خصوص استراتژی جنوب آسیا است. این سیاست محصول نبوغ توهمی دونالد ترامپ در خصوص مسائل و تحولات غرب و جنوب آسیا است. این هژمونی برای پاکستان هم شامل جدایی پاکستان از چین خواهد بود. هم اجرای سیاست های آمریکا در افغانستان به صورت نیابتی، و همچنین قبول سیاست های منطقه ایی هند در قبال پاکستان. از سوی دیگر بزرگترین خواسته آمریکا از پاکستان نیز همین است که تحت سلطه و سرپرستی هند درآید تا آمریکا بتواند در منطقه با عوامل منطقه ایی خود نفوذ بیشتری را اعمال کند. هدف دیگر آمریکا این است که پاکستان  با کنار گذاشتن تسلیحات هسته ایی خود عملا برتری هند در منطقه بر خود را بپذیرد. این خواسته به ظاهر بشر دوستانه از سوی کشوری است که فقط او حد اقل دو بار از بمب اتم در ژاپن استفاده نموده و نیز هزاران بار سلاح های نامتعارف جنگی را در عراق، ویتنام و دیگر نقاط جهان استفاده نموده، و اثرات مخرب آن هنوز در تولد نوزادان ژاپنی، عراقی و ویتنامی قابل مشاهده است. ایالات متحده مدام از سیاست های ایران و پاکستان در منطقه انتقاد می کند در صورتی که خود باعث بسیاری از فتنه های منطقه ای و جهانی است! 
مقامات پاکستان باید به وضوح سیاست های خود را در قبال اینگونه موضع گیری های ایالات متحده روشن کنند و مقتدرانه پاسخگوی تزویرهای متعدد ایالات متحده در خصوص توان موشکی پاکستان باشند. مسئولین پاکستان باید از موضع گیری های صریح ایران در این خصوص درس عبرت بگیرند. زیرا که شرایط پاکستان در این مقطع حساس تاریخی برای آمریکا بسیار حائز اهمیت است. پاکستان دارای مرز مشترک بسیار گسترده و قرابت فرهنگی بسیار نزدیک با افغانستان است. اسلام آباد باید با هماهنگی سیاست های خود با بازیگران قوی منطقه ای منافع خود را دنبال کند و در جهت افزایش سطح صلح و امنیت منطقه ای بکوشد. مسئولین پاکستان  باید به ایالات متحده تفهیم کنند که جنگ تحقیر آمیز 17 ساله در منطقه ارمغانی جز خفت  و تلفات و هزینه های سنگین برای آمریکا به ارمغان نیاورده و نخواهد آورد. اگر سیاستمداران آمریکایی هوشمند باشند باید به افکار عمومی خود و جهان پاسخ بدهند که صرف هزینه های تریلیون دلاری و قتل عام تعداد بی شماری از انسانهای بی گناه و غیر نظامی در افغانستان از سال 2001 چه دستاورد مثبتی برای آمریکا و جامعه بین المللی داشته است؟ آیا جز این بوده که عده ای خاص در تجارتهای  پررونق اسلحه سود برده اند، در حالی که جان و مال میلیونها انسان بی گناه نابود شده است؟ هر انسان اندیشمند و صاحب خردی می داند که افزایش هرج و مرج و بی ثباتی در منطقه به نفع منافع عده قلیلی در آمریکا است و این برای جهانیان اثبات شده است که امنیت و ثبات غرب آسیا و جنوب آن جز با همفکری و همکاری با جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک وزنه با ثبات سیاسی در منطقه محقق نخواهد شد. 

نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار