کد خبر: ۱۴۱۸۲۲
تاریخ انتشار: ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۰۸:۲۸
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
وقتی انسان داستان دانشجویان محرومی را که از تمام جهات زیر فشار قرار دارند می خواند، این احساس به او دست می دهد که گویی آنها ساکن زاغه نشین های جهان سومی هستند. در دانشگاه سیتی در نیویورک 40 درصد دانشجویان طی 30 روز گذشته گرفتار عدم امنیت غذایی بوده اند.

با وجود تمام شعارها و امور خیریه ای که در ارتباط با کودکان آمریکایی انجام می شود، کودکان و جوانان کشور ما از نظر سلامت همچنان در قعر فهرست کشورهای غربی و همچنین برخی کشورهای دیگر قرار دارند. خوداستثناپنداری آمریکایی به شوم ترین وجه ممکن، خود را در ظلم و ستمی که نسبت به کودکان می شود نشان می دهد. ایالات متحده در مقایسه با کشورهای «سازمان همکاری ها و توسعه اقتصادی» بالاترین نرخ مرگ و میر اطفال را دارد. گذشته از این 2 میلیون و 500 هزار کودک آمریکایی بی خانمان و 16 میلیون و 200 هزار کودک «فاقد وسایل لازم برای دسترسی به مواد مغذی کافی به شکل منظم هستند.»

این شرمساری در حالی که کوچک ترها بزرگ می شوند و به عرصه می رسند همچنان ادامه پیدا می کند. رژیم ترامپ برنامه مساعده تغذیه تکمیلی را برای کودکان فقیر قطع کرده است. در سال 2018 به نسبت سال 2017 کودکان کمتری در برنامه درمانی مدیکید و برنامه بیمه سلامت کودکان ثبت نام شده اند.  برای مشاهده گستردگی جنگ ترامپ با کودکان آمریکایی فقیر، کافی است سری به وب سایت های «صندوق حمایت از کودکان» و «مرکز حمایت از کودکان» بزنید.

ترامپ درباره شکوفایی اقتصادی حرافی می کند، اما این ادعاها در بهره برداری از فقرا و  بورس بازی بی پروای وال استریت با پس اندازهای مردم ریشه دارد.

گذر زمان نشان داده که وعده های متکبرانه ترامپ در طول کارزارهای انتخاباتی اش چیزی جز یک انحراف توجه بزدلانه نبوده است. او ادعا کرده بود که به سراغ شرکت های داروسازی و محاسبه قیمت آنها خواهد رفت. ولی هم اکنون غول های داروسازی برخوردار از سودهای افسانه ای، بی سر و صدا در حال خندیدن به ریش او هستند. بدتر آنکه ترامپ همچنان به اعتبارهای مالیاتی آنها ادامه می دهد و به آنها اجازه می دهد ازداروهای جدیدی که  با پول مالیات دهندگان و از طریق انستیتو ملی سلامت به طور رایگان توسعه یافته اند، بدون پرداخت هیچ حق امتیازی سودآوری داشته باشند. ترامپ با وجود سخنان سخت و شدیدش، به این شرکت ها اجازه می دهد داروهای وارداتی را به فروش برسانند که با بازرسی های ناکافی سازمان غذا و داروی آمریکا بر کارخانه های خارجی، در چین و هند تولید شده اند.

در انبوه توئیت های ترامپ هیچ نشانی از اشاره به اچ. پی آچار ژل دیده نمی شود، دارویی که توسط شرکت مالینکروت برای درمان اختلال نادر حمله صرع اطفال تولید می شود و بهای آن از 40 دلار به 39 هزار دلار در هر بسته افزایش پیدا کرده است! قیمت دیگر داروها نیز به شکل وحشتناکی در حال افزایش هستند، در حالی که  ترامپ هارت و پورت می کند، اما از عمل به وعده های انتخاباتی اش ناتوان است.

سال هاست که حاکمان سیاسی و شرکتی کشور ما دانشجویان کالج ها را با بدهی ها و نرخ های بهره نفسگیر زیر فشار گذاشته اند. بدهی های دانشجویی هم اکنون به یک و نیم تریلیون دلار بالغ می شوند. هم شرکت ها و هم دولت فدرال در حال سود بردن از جوانان آمریکایی اند. در هیچ یک دیگر از کشورهای غربی اجازه انجام چنین کاری داده نمی شود و اکثر کشورها تحصیلات عالی رایگان را در اختیار شهروندانشان قرار می دهند.

روز دوم می 2019 نیویورک تایمز مقاله ای منتشر کرد با عنوان :«شهریه یا شام؟ حدود نیمی از دانشجویان کالج که در یک مطالعه شرکت داشته اند،  از گرسنه بودن خود خبر داده اند.»

وقتی انسان داستان دانشجویان محرومی را که از تمام جهات زیر فشار قرار دارند می خواند، این احساس به او دست می دهد که گویی آنها ساکن زاغه نشین های جهان سومی هستند. در دانشگاه سیتی در نیویورک 40 درصد دانشجویان طی 30 روز گذشته گرفتار عدم امنیت غذایی بوده اند.

کاساندرا مونه یک دانشجوی سال بالایی از کالج لهمان در یک پناهگاه مخصوص افراد بی خانمان در محله هارلم زندگی می کند. مونه «در دو شغل پاره وقت کار می کند و هر هفته تنها 15 دلار را می تواند به غذای خود اختصاص دهد...او معمولا برای اطمینان از اینکه پسر 4 ساله اش به طور منظم صبحانه می خورد، خودش قید خوردن صبحانه را می زند.» مونه می گوید: «احساس می کنم در حالی که  تلاش می کنم رشد کنم و بزرگ شوم، آهسته آهسته دارم فرو می روم.»

وقتی دستمزدی ندارید که تکاپوی معاشتان را کند، وقتی مجبور به پرداخت شهریه های بالای دانشگاه باشید، وقتی در گرداب بدهی فرو رفته باشید و در شهرهای گران قیمت زندگی کنید کجا می توانید بروید؟ هر چه می گذرد شما بیشتر به مواد غذایی که کالج می تواند در اختیار شما قرار دهد روی می آورید. در کشوری که رئیس جمهور و کنگره اش ظرف یک سال ده ها میلیارد دلار بیشتر از چیزی که ژنرال ها خواسته اند به پنتاگون می دهند، غیروجدانی است که دانشجویان برای سیر کردن شکمشان به باقیمانده غذای غذاخوری ها و غذاهای تهیه شده توسط شرکت های تهیه و تدارک غذا و هر چیز دیگری که غذاخوری های خیریه می توانند سر هم کنند متکی باشند.

مراکز تامین مواد غذایی دانشگاه سیتی نیویورک تصویری از این روزگار استیصال آمیز را به دست می دهند، چرا که در حال حاضر به شکل توقفگاهی برای سیر کردن شکم دانشجویان تازه وارد تبدیل شده اند.

حالا که داریم از شرمساری سخن می گوییم، چطور است از میلیون ها تماشاگر آگاه و نگران طبقات بالا و متوسط نیز سخن بگوییم. آنها در سراسر آمریکا بر سر قهوه یا دیگر مواجهات اجتماعی در حال واکنش نشان دادن هستند. آنها نسبت به هر بی قانونی، از سوء استفاده های شرکت های بزرگ تا قصورهای کاخ سفید و کنگره وحشت و انزجار خود را نشان می دهند و آنها را محکوم می کنند. تعداد این عده به خصوص در شهرهای دانشگاهی زیاد است. آنها آگاهند اما کاری نمی کنند. آنها فاقد ساماندهی هستند، این را می دانند، همچنان غرولند می کنند و با این حال در نواحی کنگره ای از دست زدن به بسیج شهروندان به منظور پاسخگو کردن سناتورها و نمایندگانشان قصور می ورزند.

چرا که در کنگره، این کوچک ترین و در عین حال قدرتمندترین قوه حاکمیت، آن اعضایی که نامشان را می دانیم می توانند روند فقر و دیگر بی عدالتی ها را معکوس کنند و به فراهم شدن یک زندگی بهتر برای عده زیادی از آمریکاییان کمک کنند. این افراد آگاه و نگران قطعا بیش از یک درصد کل جامعه را تشکیل می دهند. آنها می توانند یک اکثریت حمایتگر را در میان رای دهندگان با هدف تغییر مسیرهای کلیدی و بسیار اثرگذار در راستای تامین عدالت شکل دهند. تغییر مسیرهایی که از چند دهه پیش عمدتا در اروپای غربی شکل گرفته اند.

از این مردمان آگاه و نگران- که مجبور نیستند نگران دستمزدی باشند که تکاپوی زندگی شان را بکند، نگران نداشتن بیمه درمانی باشند، نگران سررسید دیون سنگین شان باشند، بی آنکه هیچ پس اندازی داشته باشند- در کتاب «فرهنگ رضایت» نوشته اقتصاددان پیشرو هاروارد جان کنت گیل بریت، تحت عنوان «طبقات رضایت مند» نام برده شده است. 

گیل بریت می گوید تا وقتی که طبقات رضایت مند برای تغییر بیدار نشوند و دست به سازماندهی نزنند، تاریخ نشان داده است که کشور ما همچنین به سمت مسیر اشتباهی پیش می رود. او تمام این حرف ها را پیش از آن گفته که اختلالات آب و هوایی، سیاست های فسادآور پول های کلان و موج جرایم شرکتی به جایی نزدیک به سطوح ویرانگر امروزی خود برسند.

پرسشی که او طرح می کند این است: در میان طبقات رضایت مند چه کسی پرچم شورش علیه توانگر سالاران و خودکامگان را در دست خواهد گرفت؟ این اتفاق تقریبا در هر زمینه ای که آنها دوست داشته باشند می تواند رخ دهد. درست در لحظه ای که آنها تصمیم بگیرند به جای رضایت و آسایش خودشان برای به حاشیه رانده شده ترین مردمان این کشور اولویت قائل شوند، می تواند یک انقلاب آغاز شود.   

نویسنده: رالف نیدر (Ralph Nader)  مدافع حقوق مصرف کننده، وکیل و نویسنده                                                   
منبع: yon.ir/Vakaq
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار