کد خبر: ۱۴۳۱۷۴
تاریخ انتشار: ۲۰ خرداد ۱۳۹۸ - ۲۱:۰۲
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
محمد خلج امیرحسینی – عضو هیئت علمی دانشگاه علم و صنعت ایران
دین اسلام برای کمال و رشد و تعالی و عزت و فلاح و رستگاری و آبادانی آخرت و دنیای مومنین آمده است. شرط تحقق این هدف، ایمان واقعی و نیز عمل به تعالیم، آموزه‌ها و دستورات آن توسط مومنین است.

مقدمه
دین اسلام برای کمال و رشد و تعالی و عزت و فلاح و رستگاری و آبادانی آخرت و دنیای مومنین آمده است. شرط تحقق این هدف، ایمان واقعی و نیز عمل به تعالیم، آموزه‌ها و دستورات آن توسط مومنین است. متاسفانه، پس از رحلت پیامبر اسلام (ص)، زمام امور جامعه مسلمین از مسیر اصلی تعیین شده توسط خداوند متعال خارج شد و در نتیجه تاکنون انواع حکومت‌های سلطنتی، استبدادی، فاسد، خائن و سازشکار بر سرنوشت مسلمین مسلط شده‌اند.
در نقطه مقابل، حکومت‌های غربی با حرکت در سه محور علم و فناوری، قانون‌مداری و استثمار و چپاول ثروت کشورهای دیگر (هند، خاور میانه، آفریقا و آمریکای جنوبی) توانستند به پیشرفت‌های دنیوی چشم‌پرکنی دست یابند، اگرچه پسرفت‌های اخلاقی و اخروی زیادی هم داشتند. آنها چپاول ثروت دیگر کشورها را با تکیه بر چهار قدرت خود یعنی نظامی غارت‌محور، فناوری سودمحور، رسانه‌ای حیله‌محور و فرهنگی فسادمحور انجام داده و می‌دهند.
حکومت‌های غربی مهمترین عامل مقابل خوی استکباری خود را بدرستی دین اسلام از نوع ناب آن یافته‌اند. از اینرو، همواره تلاش کرده‌اند اولا با نفوذ فرهنگ فسادمحور خود و ثانیا با تبلیغ جدایی دین از سیاست، مسلمانان را از اسلام ناب دور کنند و اسلامی قلابی را به خورد آنان دهند. آنان همواره تبلیغ می‌کنند که اسلام فقط مربوط به امور و عبادات فردی است و کاری به حکومت و سیاست ندارد. البته اکثر حکام ناشایست و روشنفکران خودباخته و مقهور و مسحور غرب نیز در پیشبرد این راهبرد حکومت‌های غربی نقش بسزایی داشته‌اند.
اکنون سوال آن است که مسلمین چه باید بکنند تا اولا اینقدر تحقیر و چپاول و کشتار نشوند و ثانیا به مسیر اسلام ناب برگردند تا آبادانی آخرت و دنیای خود را تضمین کنند. این سوال مهم شاید جواب‌های متعددی داشته باشد ولی اساسی‌ترین و مبنایی‌ترین جواب با تکیه به عقل، تجارب مثبت و منفی تاریخی و نیز نظرات بزرگان دینی همچون امام‌خمینی (ره)، تشکیل حکومت دینی به معنای واقعی و الهی آن است. اگر حکومت در مسیر صحیح و الهی خود قرار گیرد، باقی مسائل و مشکلات خود بخود در مسیر حل شدن قرار خواهند گرفت. در این یادداشت، این جواب مبنایی بررسی مختصری می‌گردد.

1- لزوم تشکیل حکومت دینی
قرآن کتاب هدایت، رحمت، شفا، فرقان و بشارت و انذار است. در واقع، قرآن کتاب قانون زندگی مومنین است و ضامن سعادت آنها هم در دنیا و هم در آخرت می‌باشد. إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يهْدِي لِلَّتِي هِي أَقْوَمُ ... (اسراء/9، اين قرآن، به راهی که استوارترين راه‌ها است هدايت مي‌کند). اما تحقق این همه فواید قرآن برای جامعه مومنین، سه شرط لازم را می‌طلبد: تقوا، تمسک به ائمه (ع) و تشکیل حکومت دینی.

1-1 تقوای فردی و اجتماعی مومنین
این شرط بیانگر ایمان قلبی به قرآن و التزام عملی به دستورات آن است. این آیه یک نمونه از بیان این شرط است. ذَلِكَ الْكِتَابُ لَارَيبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ (بقره/2). گفتنی است قرآن برای همه مردم نازل شده است (هُدًى لِلنَّاسِ – بقره/185) اما فقط آنهایی قابلیت استفاده از آن را دارند که به آن ایمان داشته و به دستورات آن ملتزم باشند.

2-1 تمسک به ائمه اطهار (ع)
این شرط از برداشت‌های منحرفانه از قرآن جلوگیری می‌کند. ائمه اطهار (ع) دارای عصمت خدادادی هستند و مفسران حقیقی قرآن و بالاتر آنکه قرآن ناطق می‌باشند. این آیه نمونه‌ای از بیان لزوم مراجعه به این ذوات مقدس در تفسیر قرآن است. ... وَ مَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ ... (آل‌عمران/7، و تفسير آن را جز خدا و راسخان در علم، نمي‌دانند). افراد و گروه‌های زیادی همچون وهابیون و تکفیری‌های داعشی بوده‌اند که ادعای عمل به قرآن داشته‌اند ولی بخاطر عدم تمسک به ائمه (ع) به بیراهه‌های خطرناکی رفته‌اند. وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لَايزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا (اسراء/82، و از قرآن، آنچه شفا و رحمت است براي مؤمنان، نازل مي‌کنيم و ستمگران را جز خسران نمي‌افزايد).

3-1 حکومت دینی و قرآن‌محور
این شرط بیانگر این واقعیت است که در صورتی دستورات قرآن در جامعه اجرا می‌شوند که حاکم جامعه خودش معتقد و ملتزم به این دستورات باشد. این شرط مهم از دو جهت قابل توجیه است:
اولا این یک اصل بدیهی و منطقی است که صرف یک مجموعه قوانین برای اصلاح و پیشبرد یک جامعه کفایت نمی‌کند بلکه به مجری معتقد و مقتدر برای اجرای آن هم نیاز است. مسلما یک حاکم غیرمسلمان یا یک حاکم مسلمان ولی ناآشنا و لاقید به قرآن نمی‌خواهد و اگر بخواهد نمی‌تواند قوانین قرآنی را اجراء نماید. اصولا در جامعه مومنین، حاکمیت دوگانه معنا و مفهومی ندارد. نمی‌شود که مومنین برای سعادت دنیا و آخرت خود بخواهند از قرآن و عترت تبعیت کنند و در عین حال سرنوشت دنیا و آخرت خود را به دست حاکمی دهند که قرابت حداکثری با قرآن و عترت نداشته باشد و چه بسا با آنها بیگانه بوده و حتی ضدیت داشته باشد.
ثانیا از آنجا که دین اسلام کامل بوده و در برگیرنده تمامی شوونات زندگی انسان‌ها است، قرآن دارای دستورات اجتماعی، قضایی، سیاسی، اقتصادی و نظامی بسیاری است بطوریکه اجرای آنها جز توسط یک حکومت دینی قرآن‌محور امکان‌پذیر نیست. بعلاوه حتی دستورات فردی و اخلاقی قرآن هم هنگامی در زندگی فردی عموم افراد جامعه جاری می‌شوند که فضای حاکم بر جامعه موید و مشوق فرهنگ قرآنی باشد که این هم در سایه حکومت دینی محقق می‌شود.

2- شرائط حاکم دینی
اگر لزوم تشکیل حکومت دینی را بپذیریم، این سوال پیش می‌آید که حاکم دینی که وظیفه تبلیغ و اجرای فرامین الهی و قرآنی را بعهده دارد چه کسی می‌تواند باشد؟ برای حاکم اسلامی، علاوه بر شرایط عمومی همچون درایت و تدبر، دو شرط اساسی علم به قوانین و حدود الهی و عدالت و تقوا ضروری است (برگرفته از کتاب ولایت فقیه امام خمینی ره). البته این شرایط، کاملا عقلی و منطقی هستند چرا که اجرای قوانین الهی در جامعه مومنین، هم آگاهی به قوانین الهی و هم سلامت و پاکی و عدالت حاکم را می‌طلبد. فرد جاهل به تمام یا بعضی از قوانین و یا فرد معصیت‌کار و ظالم را چه به حکومت بر جامعه مومنین. ... قَالَ لَايَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ (بقره/124، گفت پیمان من به ظالمین نمی‌رسد). این نکته هم مهم است که در هر زمانی، حاکم باید اولی‌ترین و عالی‌ترین فرد جامعه از نظر دارا بودن شرایط سه‌گانه درایت، قانون‌دانی و عدالت باشد. بر اساس این شرایط و نیز سیر تاریخی، حاکمان دینی در سه رده پیامبر، امام و ولی فقیه قابل تقسیم‌بندی هستند:

1-2 پیامبر اسلام (ص)
وقتی خداوند پیامبری را به همراه کتاب برای هدایت بسوی مردم می‌فرستد، اطاعت از وی را هم به مومنین واجب می‌گرداند. این آیه به صراحت به این موضوع اشاره دارد. وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ ... (نساء/64، ما هيچ پيامبري را نفرستاديم مگر براي اين که به فرمان خدا، از وي اطاعت شود). این قاعده بطور خاص در مورد پیامبر اسلام (ص) هم صادق است و چه کسی اولی‌تر از ایشان به تشکیل حکومت برای اجرای قوانین الهی. فلذا ایشان به محض ایمان آوردن مردم مدینه، تشکیل حکومت دادند و ریاست حکومت را شخصا بعهده گرفتند. ایشان در تمامی شوون حکومتی اعم از داخله و خارجه و دنیوی و اخروی ورود قاطعانه و البته خدامحورانه داشتند. خداوند اطاعت از ایشان را در ردیف اطاعت از خود دانسته است. مَنْ يطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ ... (نساء/80، کسي که از پيامبر اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده است). اینکه جز برخی پیامبران همچون حضرت موسی، داود، سلیمان و محمد (ص) موفق به تشکیل حکومت نشده‌اند، به فراهم نشدن شرایط اجتماعی از قبیل قلت و یا ضعف مومنین برمی‌گردد.

2-2 ائمه معصومین (ع)
پس از رحلت پیامبر اسلام (ص) هم، حکومت دینی لازم است چرا که دلایل تشکیل آن کماکان برقرار است و قوانین الهی نیاز به مجری شایسته دارند. فلذا ایشان به فرمان خداوند، حاکمان دینی پس از خود را مشخص نمودند. ایشان در چند مقطع و بطور خاص در غدیر خم، دوازده حاکم دینی را به صراحت معرفی کردند بطوریکه اولین آنها حضرت علی (ع) و آخرین آنها حضرت مهدی (عج) می‌باشند. پر واضح است که تعیین جانشین از طرف پیامبر (ص)، صرفا برای بیان احکام نبوده است چرا که بیان احکام چندان کار دشواری نیست که نیاز به جانشین داشته باشد. مسلما تعیین جانشین، برای حکومت کردن و اجرای احکام الهی بوده است. البته آیات متعددی از قرآن نیز به اطاعت و پذیرش ولایت ائمه معصومین (ع) اشاره دارند. تنها یک نمونه از این آیات که اطاعت از ایشان را در ردیف اطاعت از خدا و رسول قرار داده است، این آیه معروف است. يَا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ... (نساء/59). به هر حال، هر زمان که شرایط اجتماعی جامعه مومنین و اقبال عموم مردم به این بزرگواران فراهم بوده است، حکومت را اگر چه با اکراه پذیرفته‌اند. حتی امام حسین (ع) علیرغم اطلاع از عاقبت حرکت خود، به اقبال عموم مردم کوفه نسبت به خودشان پاسخ مثبت دادند.

3-2 ولی فقیه
حال سوال آن است که در دوران غیبت که به امام معصوم (ع) دسترسی مستقیم نداریم، چگونه در این دنیای وانفسا، آشفته و پرحادثه راه مستقیم را پیدا کنیم و به انواع بیراهه‌ها نرویم؟ چگونه جامعه مومنین مطمئن باشد که در مسیر دستورات قرآن و عترت قدم برمی‌دارد و در انواع پرتگاه‌های خطرناک فساد و ذلت و سیاهی سقوط نمی‌کند؟ چه تضمینی وجود دارد که قوانین دین اسلام مبنای قوانین جامعه باشند و اجرایی شوند؟ پاسخ این سوال‌ها، مراجعه به اشبه‌الناس به معصوم (ع) از جهت شناخت قوانین الهی و عدالت در اجرای آنها است. چنین شخصی را ولی فقیه نامیده‌اند. این پاسخ دو نوع استدلال عقلی و نقلی دارد:
استدلال عقلی اول برای ولایت فقیه، همان لزوم تشکیل حکومت دینی است که قبلا اشاره شد. احکام حکومتی اسلام در دوران غیبت هم پابرجا و باقی و مستمر بوده و تعطیل‌شدنی نیستند فلذا می‌بایستی توسط حاکم دینی واجد شرایط اجرایی شوند. هیچ عقل سلیمی نمی‌پذیرد که در زمان غیبت، جامعه مومنین و اجرای قوانین الهی رها باشند تا جامعه به بیراهه و فساد و هرج و مرج اعتقادی و دینی سوق داده شود. استدلال عقلی دوم برای ولایت فقیه، اجرای قوانین الهی توسط کارگزاران منصوب پیامبر (ص) و امام علی (ع) در کشورهای دور از مرکز حکومت است. اگر دوری مکانی از معصوم (ع)، پذیرش حکومت افرادی همچون مالک اشتر را توجیه می‌کند، دوری از معصوم (ع) در زمان غیبت هم، پذیرش حکومت افرادی همچون ولی فقیه را که چه بسا بالاتر از مالک اشتر هستند را توجیه می‌کند.
استدلال نقلی ولایت فقیه، آیات و روایات متعدد و فراوانی هستند که حضرت امام خمینی (ره) به مهم‌ترین آنها در کتاب ولایت‌فقیه خود اشاره نموده و آنها را توضیح داده و تفسیر نموده‌اند. از معروف‌ترین آیات قرآن در این زمینه، آیات 58، 59 و 60 سوره نساء می‌باشند. در این آیات به حاکمان می‌فرماید به عدل حکم کنید و به مردم می‌فرماید از خدا، رسول و اولی‌الامر اطاعت کنید و نیز برای داوری و دادخواهی نزد حاکم طاغوت نروید. ... وَ إِذَا حَكَمْتُمْ بَينَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ ... (نساء/58، و هنگامي که ميان مردم حکم مي‌کنيد، به عدالت حکم کنيد)، ... يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يكْفُرُوا بِهِ ... (نساء/60، مي‌خواهند براي داوري نزد طاغوت بروند با اينکه به آنها دستور داده شده که به طاغوت کافر شوند). همچنین از معروف‌ترین روایات در این زمینه، یکی از توقیعات امام زمان (عج) در پاسخ به سوال یکی از شیعیان در مورد مشکلات اجتماعی است. ایشان چنین مرقوم فرموده‌اند که: وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ (و در حوادث واقعه به روات حدیث ما – فقها - مراجعه کنید که آنها حجت من بر شما و من حجت خدا بر آنان هستم). این توقیع، در واقع نوعی تفویض اختیارات حکومتی امام (ع) به ولی فقیه و اجرای احکام الهی توسط ولی فقیه به نیابت از امام (ع) می‌باشد.
توجه به این نکته مهم است که اگر چه از نظر فضایل و مقام و عصمت، هیچگاه ولی فقیه به امامان و پیامبر (ص) نمی‌رسد اما حدود ولایت و اختیارات حکومتی که ولی فقیه دارد، در همان حدی است که آن بزرگواران داشته‌اند. اینجا صحبت از مقام نیست بلکه صحبت از انجام وظیفه اداره جامعه و اجرای قوانین و حدود الهی است (برگرفته از کتاب ولایت فقیه امام خمینی ره). بعنوان مثالی برای تقریب به ذهن، در زمان حکومت امام علی (ع)، اطاعت از والیانی همچون مالک اشتر برای مردم مصر واجب بوده است حال آنکه آنها در حد امام معصوم (ع) نبوده‌اند.
ناگفته نماند که مومنین این امید را دارند که با مراجعه به ولایت فقیه و تبعیت از او بعنوان جانشین امام معصوم (ع)، خود و جامعه را برای ظهور آخرین امام معصوم حضرت مهدی (عج) آماده‌تر کنند تا نهایتا حکومت مستقیما به صاحب اصلی آن برگردد. انشاء ا... .

3- تیمم بدل از وضو
برای درک بهتر نسبت بین ولایت فقیه و ولایت ائمه اطهار (ع)، تشبیه زیر می‌تواند مفید و گویا باشد.
قرآن برای آب سه ویژگی بیان می‌کند: 1- مایه حیات (... وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْ‏ءٍ حَيٍّ ... – انبیاء/30)، 2- طهور و 3- آسمانی (... وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُوراً – فرقان/48). بی‌جهت نیست که شرط نماز خواندن، وضو گرفتن با آب است. اما در صورتیکه به آب دسترسی نداشته باشیم، می‌بایستی برای نماز خواندن با خاک طیب تیمم کنیم. ... فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعيداً طَيِّباً ... (نساء/43 و مائده/6، و آب - براى وضو - نيافتيد، با خاك پاكى تيمّم كنيد). کلمه "صعید" که هم خانواده صعود است، اشاره به موادی همچون خاک که در بالاترین سطح زمین قرار دارند می‌کند. در واقع، خاک که عنصری زمینی و پست است در صورتیکه طیب باشد می‌تواند جایگزین آب طهوری که عنصری آسمانی است و فعلا غیر قابل دسترس می‌باشد، شود.
ائمه معصومین (ع) نیز بسان آب، اولا افرادی متصل به آسمان بوده و ثانیا طاهر هستند و در نتیجه حیات‌بخش مومنین می‌باشند. ... إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً (فرقان/33). حال طبق منطق تیمم بدل از وضو، می‌توان چنین استنتاج نمود که هنگامی که به امام طاهر و آسمانی دسترسی نداریم، می‌بایستی به فردی زمینی که هم طیب باشد و هم صعید (بالاترین و برجسته‌ترین) رجوع کنیم. این فرد در واقع همان ولی فقیه واجد شرایط است.

4- سابقه حکومت‌ دینی در قبل اسلام
جالب آنکه هر سه رده حکومت دینی فوق‌الذکر، در ادیان الهی قبل از اسلام نیز برقرار بوده و دارای سابقه هستند. حضرت موسی (ع) پس از آنکه بنی‌اسرائیل را از چنگال فرعون نجات دادند، حکومت بر آنان را بر عهده گرفتند. ایشان، حتی برای مدت کوتاه عزیمت خود به کوه طور، حضرت هارون (ع) را به جانشینی خود منصوب نمودند. پس از فوت حضرت موسی (ع)، اولا تعالیم کتاب تورات در جوامع یهود حاکم بوده است. ثانیا حکومت کردن بر عهده پیامبرانی همچون حضرت داود و سلیمان (ع)، ربانیون و در غیاب آنها علما بوده است. این آیه بخوبی این موضوع را بیان می‌کند. إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَ نُورٌ يحْكُمُ بِهَا النَّبِيونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هَادُوا وَالرَّبَّانِيونَ وَالْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتَابِ اللَّهِ وَ كَانُوا عَلَيهِ شُهَدَاءَ ... (مائده/44، همانا ما تورات را نازل كرديم که در آن هدايت و نور است. پيامبران الهى كه تسليم فرمان خدا بودند بر طبق آن براى يهود حكم مى‏كردند و نیز مربّيان الهى و علما، بدان جهت که حفاظت این کتاب آسمانی به آنان سپرده شده بود و بر آن گواه بودند، -چنین می‌کردند-).
ربانیون، از خداشناسان و اولیای الهی هستند. از حضرت على (ع) نقل شده است كه: "أنا ربانى هذه الامة" ربّانى اين امّت من هستم. همچنین امام صادق (ع) فرمودند: ربانیون اهل بيت پيامبر (ع) هستند (تفسیر نور). احبار نیز عالمان و فقهای دینی هستند. بنابراین می‌بینیم که قبل از اسلام نیز سه رده حکومت دینی پیامبر، امام و علما برقرار بوده است.

5- لزوم اطاعت از حاکم دینی
پس از پذیرش لزوم تشکیل حکومت دینی و تشخیص حاکم دینی، نوبت به اطاعت از وی می‌رسد. اگر اطاعت قلبی و عملی از حاکم دینی صورت نپذیرد، ضربات و لطمات بزرگی به جامعه وارد خواهد شد. در این سنت، فرقی بین رده‌های سه‌گانه حکومت دینی وجود ندارد. اگر از پیامبر (ص) در جنگ احد اطاعت نشود، آن شکست سنگین نظامی مسلمین پیش می‌آید. اگر در صفین، فریب معاویه خورده شود و امام علی (ع) را مجبور به مذاکره با وی کنند و اصرار کنند شخص متدین ولی ساده‌لوحی همچون ابوموسی عشری به پای میز مذاکره رود، آن می‌شود که نباید می‌شد. اگر سرداران امام حسن (ع) با زر و زور و تزویر دشمن از ایشان جدا شوند و آن صلح ناخواسته را به ایشان تحمیل کنند، نتیجه تسلط حکومت ضد دینی معاویه و جانشینی فرد فاسد و ظالمی همچون یزید می‌شود. بطور مشابه، اگر کارگزاران حکومت ولایی، در مقام عمل از ولی فقیه تبعیت نکنند، قطعا خسارات و لطمات سنگینی بر جامعه وارد می‌شود. جامعه به یکباره چشم باز می‌کند و می‌بیند چه دستاوردهای بزرگ نقدی را از دست داده و فقط "تقریبا هیچ" را بصورت نسیه وعده گرفته است و مدت مدیدی باید ذلیلانه دنبال دشمن بدود و عرق بریزد و التماس کند تا شاید به آن تقریبا هیچ برسد.
در حکومت مبتنی بر ولایت فقیه (نظیر نظام جمهوری اسلامی ایران)، وظیفه کارگزاران نظام اطاعت قلبی و عملی از رهنمودها و دستورات ولی فقیه و بکارگیری آنها در جهت پیشبرد هر چه بهتر امور دنیوی و اخروی مردم جامعه است. این بی‌معنی است اگر مدیران عالی نظام همچون رئیس‌جمهور، هر از گاهی شعار ولایت فقیه را بدهند اما خدای ناکرده با منشی منافقانه عملا ‌تمایلات دلخواه خود را به پیش ببرند. رای مردم به هر کارگزاری در نظام دینی مبتنی بر ولایت فقیه، با تفویض و یا تنفیذ ولی فقیه اعتبار و مشروعیت می‌یابد. رای مردم به هر فردی، در واقع یک فرصت برای خدمت به مردم تحت ولایت ولی فقیه و نه تحت ولایت خود، گروه یا حزب آن فرد است. اگر رای مردم جز این تفسیر شود، هم خیانت به آرای مردم ولایت‌مدار و هم خیانت به حکومت دینی خواهد بود و نتیجه عملی آن بروز مشکلات متعدد دنیوی و اخروی برای مردم خواهد بود. آن وقت منافقین داخلی و دشمنان خارجی شبهه می‌افکنند که این مشکلات ناشی از اصل نظام ولایت فقیه است تا کارایی فوق‌العاده آن را زیر سوال ببرند.
تجربه چهل ساله نظام جمهوری اسلامی بخوبی نشان می‌دهد که هر زمان و در هر موضوعی که کارگزاران نظام با ولی‌فقیه همراه بوده و از وی تبعیت نموده‌اند، پیشرفت‌ها بزرگی بدست آمده و خداوند هم برکات خود را نازل کرده است. بالعکس، هر زمان که تبعیت کامل از ولی فقیه صورت نگرفته است، پسرفت‌های هولناکی صورت گرفته است. بعنوان مثالی سمبولیک، تا وقتی رئیس‌جمهور اول که مدام به آرای خود می‌نازید در راس کار بود، صدام ملعون در حال پیشرفت در خاک کشورمان بود. اما به محض آنکه وی برکنار و روسای جمهور ولایت‌مدار دوم و سوم سر کار آمدند، پیروزی‌های بزرگی از جمله فتح خدایی خرمشهر نصیب مردم شجاع و غیور و ولایت‌مدار ایران اسلامی شد.

نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار