کد خبر: ۱۴۵۰۱۰
تاریخ انتشار: ۱۹ تير ۱۳۹۸ - ۱۵:۲۶
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
دکتر شهرام محمدنژاد


آنچه همبستگی و وحدت را از بین برده و به فراموشی و عزلت می برد تفکرات شیطانی وتعصبات منافقانه با محوریت فرقه گرایی است. این امر گذشته از دین اسلام در ادیان دیگر نیز صادق است. بسیاری از مسلمانان بی مطالعه و صرفا بر اساس تفکرات رایج در خانواده از این نوع تفکر تبعیت نموده ، و همان عقاید را به کودکان معصوم خود نیز تزریق می کنند و بر همین منوال هیچیک ازآنها هرگز فرهنگ جست و جوی حقیقت را فرا نگرفته و صرفا به پیروی کورکورانه از تعصبات فرقه ای می پردازند. لازم است ما اذهان خود را در مقابل تفکرات  و نوشته های غیر واقعی که درتاریخ به حضرت علی (علیه السلام) و اهل بیت ایشان نسبت می دهند باز کنیم و حتی برای فهم واقعیات از عقل و منطق و هوش خود در تحلیل اطلاعات استفاده کنیم. این یادداشت ها و نگاره های نادرست صرفا برای تشدید فرقه گرایی وتشدید تفرقه بین مسلمین ,خصوصا شیعیان و اهل تسنن ایجاد شده و هیچ واقعیتی ندارد. 
فرهنگ قبیله ای خودخواهانه ای که در عربستان حاکم شده است، هرگز مفهوم تشکیل حکومت اسلامی در صدر اسلام در مدینه را به درستی درک نکرده و (گاها تعمدا) هیچ گاه به شناخت بی عیب و نقص دین اسلام ورای فرقه گرایی و به دور از تعصب نپرداخته اند. هم اکنون نیز برخی اعراب متعصب و قومیت گرا و دور از منطق وجود دارند که همواره به دنبال تعصبات پوچ و واهی خود که تنها تامین کننده منافع دنیویشان می باشد هستند. گذشته از این فرهنگ های قبیله ای، آنچه که امروزه به نام یهودیان صهیونیست و مسیحیان  امپریالیست شناخته می شوند نیز در صدر اسلام در اطراف مدینه وجود داشتند که در ایجاد این تنش ها و فرقه گرایی ها بی اثر نبودند. این فرهنگ ها بعد از رحلت پیامبر عظیم الشان اسلام شروع به ابراز تمایلات متضاد خود و نشان دادن چهره متخاصم خود نمودند و برای انتشار عقاید و توسعه منافع خود از افراد دارای نبوغ فکری  در جامعه و سرمایه گذاری به منظور انتشار ایدئولوژی خود بهره بردند. همین ترویج تفکرات بوسیله پول و نخبگان گمراه جامعه ماحصل ایجاد تفکرات بعد از رحلت حضرت رسول اکرم(ص) و خانه نشینی حضرت امیرالمومنین(علیه السلام) گردید. جنگ بر سر قدرت زیرلایه هایی در پوسته اسلام ایجاد کرده بود و حضرت علی (ع) را که تنها واجد شرایط به حق حکومت داری اسلامی بود با خطر تفرقه بین مسلمین و چالش در نظم و امنیت اجتماعی در جامعه اسلامی مواجه کرده بود. از دیگرسو افرادی که سطحی و اجبارا اسلام آورده بودند و  از ایجاد عدالت در جامعه اسلامی توسط حضرت علی(ع) ناراضی بودند، با کینه های نهان در دل به خاطر از دست دادن عزیزانشان در جبهه کفر و نفاق  بدست علی(ع), علنا برای آنکه سیره حضرت رسول اکرم(ص) توسط حضرت علی(ع) اشاعه نشود به مخالفت و ایجاد اختلاف پرداختند. چنانچه این حقایق به درستی و روشنی و بدون هرگونه شائبه و خصومت در تاریخ مورد بحث و نظر قرار گیرد به وضوح شرایط حاکم در پیش روی حضرت برای اهل خرد و اندیشه روشن خواهد شد و یقینا به ریشه های عدالت اجتماعی حتی در سالهای خانه نشینی این شخصیت بزرگ در زمان خلافت خلفای راشدین پی خواهیم برد. کما اینکه مکررا در جای جای اسناد تاریخی شیعه و سنی آمده است,آن حضرت بسیاری از مسایل فقهی و عقلی و نقلی اسلامی را در امور حکومتی در زمان عجز خلفا به آنان گوشزد و راه و رسم و طریقت درست را برای آنان تبیین می نمودند. 
این همکاری صادقانه به عنوان حفظ وحدت جامعه اسلامی در طول حکومت خلیفه دوم هم کاملا وجود داشته است. هماهنگی و ارایه مشورت های صادقانه حضرت علی(ع) با خلفای وقت, باعث شده بود که شبه جزیره عربستان قدرتی به نام رومیان را از طرفی به چالش کشیده و از طرفی امپراتوری ساسانی را به تصرف درآورد و اگر این هماهنگی در جامعه اسلامی آن زمان شکل نمی گرفت هرگز یک امت اسلامی از یک شهر کوچک در مدینه به وسعت جهانی شدن نمی اندیشید و نمی توانست ایدئولوژی اسلامی را اینچنین گسترش دهد. پس آشکار است که اثرات اتحاد حتی در اوایل شکل گیری تفرقه چگونه مثمر ثمر بوده است. 
مسائل اجتماعی نیز در نحوه تفکرات جوامع بسیار تاثیرگذار است. همانند برخی اعراب که نخواستند تفکرات خود را با تفکرات حضرت علی(ع) منطبق کنند، ایرانیان نیز اسلامی را که عمر برآنان عرضه داشته بود نپذیرفتند و تفکرات اسلام حقیقی که نشئت گرفته از سیره حضرت رسول اکرم(ص) و علی(ع) بود را بسیار راحت تر پذیرا شدند زیرا با قوه عقلانیت و منطق وحدانی آنها سازگارتر بود. یاران و پیروان حضرت علی(ع) نیز بسیار در شکل گیری این اتحاد به پیروی از مقتدای خود بی کم و کاست تن دادند و حتی خلفا را در مسائل مختلف یاری کردند. عمار فرماندار کوفه گشت، سلمان فرماندار مدائن شد، مقداد به سرلشگری ارتشی که برای فتح مصر روانه گشته بود منصوب شد و تمامی شیعیان حضرت علی برای حفظ این اتحاد کوشیدند تا جامعه اسلامی به سرمنزل مقصود خود حرکت کند. 
امید است به یاری و خواست خداوند به زودی روزی فرا برسد که حقایق برملا شود و هم شیعه به معنای رهروان پیامبر اعظم(ص) و ذریه ایشان از نسل امیرالمومنین(ع)اسلام حقیقی در جوامع اسلامی گسترش یابد و هم سنیان به معنای عمل به سنت حق حضرت رسول اکرم(ص) برای همه مسلمانان به طور صحیح تداعی گردد. طبق این تفکر نه شیعه و نه سنی به عنوان دو فرقه مختلف و جدا از جامعه اسلامی برشمرده نخواهند شد و همه مسلمانان هم شیعه خواهند بود و هم سنی. این تعبیر شاید قابل بحث و ادراک باشد که عملگرایی در کنار تئوری صحیح اسلامی می تواند دو بال اعتلای جامعه اسلامی باشد، همان چیزی که در صدر اسلام بعد از رحلت حضرت رسول اکرم(ص) به وقوع پیوست و باعث گسترش قلمرو اسلامی گردید.

نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار