کد خبر: ۱۴۶۰۶۸
تاریخ انتشار: ۱۴ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۰:۵۰
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
خسارات عظیم سیل اخیر در برخی مناطق ایران، به خوبی ضعف و خلا روش‌های نوین و علمی در مدیریت روان‌ آب‌ها، اصول ساخت ­و ساز شهری-روستایی و سدسازی را به اثبات رساند.

به گزارش خبرنگار حوزه تشکل‌های دانشگاهی خبرگزاری فارس، جمعی از فعالان دانشجویی و دانشجویان منابع طبیعی دانشگاه تربیت مدرس  به صورت علمی به بررسی علل و آثار وقوع سیل اخیر در کشور پرداختند و در نیتجه ضعف و خلا روش‌های نوین و علمی در مدیریت روان‌ آب‌ها، اصول ساخت ­و ساز شهری-روستایی و سدسازی را از دلایل خسارات زیاد سیل‌های اخیر در ایران دانستند.

در ادامه نتیجه گیری پژوهش این دانشجویان آمده است:

« خسارات عظیم سیل های اخیر در ایران، به خوبی ضعف و خلا روش‌های نوین و علمی در مدیریت روان‌ آب‌ها، اصول ساخت ­و ساز شهری-روستایی و سدسازی را به اثبات رساند.

در سیل اخیر در بسیاری از مناطق کشور، عدم مدیریت بحران در پیش و پس از وقوع سیل باعث شد که علی رغم هشدارهای متعدد سازمان هواشناسی مبنی بر شدید بودن بارش ها در مناطق مختلف ،خسارات سیل بیش از انتظارات باشد.  عدم انجام به موقع اقدامات پیشگیرانه در بسیاری از نقاط کشور باعث افزایش خسارات جانی و مالی به بخش های صنعتی، کشاورزی و زیربنایی کشور شد. هم­چنین نتایج و آثار اقدامات اشتباه در گذشته باعث شدکه مسئولین به خوبی نتوانند خطرات ناشی از سیل را کاهش دهند. تعدادی از عوامل اصلی در افزایش خسارات و عدم توانایی در کنترل به موقع سیلاب در نقاط شمالی و غربی کشور، عبارت­اند از:

۱- عدم توجه کافی به روش­های آبخیزداری و عدم حفاظت مناسب از منابع طبیعی

 عدم توجه کافی به بحث آبخیزداری و حفاظت خاک در سطح کشور، نبود نظارت بر قطع بی­‌رویه­ درختان و افزایش بیش از حد ساخت ­و سازها در حریم­ های رودخانه ها و درون جنگل­ها باعث نابودی گسترده مراتع و اراضی جنگلی و افزایش میزان فرسایش خاک در سطح کشور شده است. نابودی گسترده جنگل­ها و عدم توانایی پوشش گیاهی برای مهار سیلاب از اصلی­ترین دلایل افزایش سرعت سیلاب، عدم توانایی کنترل آن و افزایش ناگهانی دبی روان‌آب­ها بوده است.

همین عامل باعث شده که پس از نابودی گسترده درختان پارک ملی استان گلستان، پس از وقوع بارش­های شدید شاهد جاری شدن سیل های متمادی در این استان باشیم. به گونه ای که از سال 1372 شاهد وقوع 11 سیل کوچک و بزرگ در این استان بوده ایم.

متاسفانه در طی 15سال گذشته و از بدو جداشدن سازمان آبخیز داری و جنگلد­اری از ذیل سازمان حفاظت از محیط زیست و تبدیل شدن به یکی از زیر مجموعه های وزارت جهاد کشاورزی، شاهد همکاری­های خوبی میان این سازمان و سازمان حفاظت از محیط زیست به منظور حفاظت مستمر و برنامه­ ریزی شده از منابع طبیعی و خاکی کشور نبوده ایم و بعضا شاهد تناقض­های آشکار در دیدگاه­های این دو سازمان بوده ایم.

محافظه کاری ها و عدم همکاری مناسب با شهرداری های مناطق مختلف در مواجه با ساخت و سازهای غیر قانونی در حریم رودخانه­ها و طبیعت بکر، عدم لایروبی به موقع رودخانه­ها به دلایل عمده­ی مالی و عدم ایجا دسیل­‌بند و هم سطحی شهرها با رودخانه­ ها از مهم­ترین عوامل افزایش خرابی­ها و خسارات سیل در حریم رودخانه ­ها بوده است.

اعتبارات سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور در لایحه بودجه سال 97 تنها 522 میلیارد تومان بوده است که این مبلغ درلایحه بودجه ۹۸ رشد ۱۱ درصدی داشته است که با توجه به مسئولیت­های حیاتی و سنگین این سازمان و اهمیت حیاتی منابع طبیعی در توسعه­ پایدار کشور، بودجه تخصیص داده نشده هیچ گونه هم‌خوانی با وظایف حیاتی سازمان آبخیزداری و جنگل­ها و نیازهای حیاتی این سازمان برای حفظ منابع طبیعی کشور ندارد.

۲- عدم توجه به ویژگی های جغرافیایی و زیست محیطی و اولویت‌بندی پارامترهای اقتصادی نظیر تولید برق در امر سد سازی در کشور

 پس از پایان جنگ تحمیلی 8 ساله، رشد بی­رویه سدسازی در مناطق گوناگون کشور بدون توجه به جنس خاک، تنوع زیستی و جمعیتی مناطق و شرایط رودخانه­هایی که سدها بر روی آنها ساخته می شدند، باعث تغییرات بنیادین در شرایط اقلیمی و جغرافیایی مناطق پایین دست سدها شد. در بسیاری از حوضه ­های آبی کشور که که دچار ناپایداری در آب آورد منابع سطحی و زیر سطح بودند، این سدسازی ­ها باعث  خشکی زمین­های کشاورزی و آبخوان­‌ها در مناطق پایین دستی شد که این خود تبعات اقتصادی-جمعیتی زیادی برای مناطق مختلف  کشور به خصوص مناطق شرقی و مرکزی کشور داشته است.

مهم­ترین دلایلی اکه کارشناسان برای آثار مخرب سدها بر شمرده اند عبارت اند از: تغییر بافت خاک و هندسه رودخانه ­ها در پایین دست سدها که باعث کاهش شدید عرض ودخانه ­ها و انباشت گل و لای در رودخانه ها شد، نابودی گونه­ های زیستی همانند گونه­ های نادر ماهی­ها در رودخانه­ ها و فرسایش شدید خاک در مناطق پایین دست سدها.

در سالیان گذشته عوامل متعددی در عدم توانایی مناسب سدها در بحث کنترل سیلاب و نتایج منفی زیست محیطی سدها وجود دارد که عبارت است از:

الف- نگاه یک­طرفه به بحث های تامین انرژی و کشاورزی در ساخت سدها بدون توجه به بح ث­های زیست محیطی و اقلیمی و اولیت بندی اقتصادی در بدنه وزارت نیرو که این خود باعث غفلت در آثار مخرب زیست محیطی سدها شد.

ب- عدم تفکیک سدهای کنترل کننده­ی سیلاب با سدهای تولید برق در کشور که کارکرد دو گانه این سدها در بسیاری از موارد باعث پر شدن بیش از حد مخازن سدها برای تولید برق و عدم توانایی در کنترل سیلاب ها و رواناب ها شده است. متاسفانه در بسیاری از موارد دید اقتصادی به سدها، باعث عدم تخلیه به موقع مخزن سد و افزایش ناگهانی دبی ورودی و به تبع آن دبی خروجی سدها که خود باعث آب­گرفتگی گسترده در مناطق پایین دست سدها شده است.

ج- عدم شناسایی دقیق مناطق و حوضه ­های آبی و رودخانه ها برای سد سازی و غفلت از شیب زمین در بحث سد سازی است  که موجب مهجور ماندن نقاط مستعد و پر شیبی  همانند لرستان که 13 درصد منابع آبی کشور را تامین می کند در بحث سد سازی شده است. سد سازی در مناطق صاف و کم شیبی مانند گلستان باعث عدم حرکت مناسب آب در مناطق پایین دست سدها و گسترش سیلاب می شود. همانند آن­چیزی که در سیل اخیر گلستان مشاهده کردیم. اما در حوزه­های پرآب و گسترده­ای نظیر لرستان که اکثر آب­ریز رودهای آن وارد استان خوزستان می­شود و شیب شدیدی به سمت خوزستان وجود دارد، وجود سدِ در دست احداث ((تنگ معشوره)) در حد فاصل معمولان و پلدختر می­توانست خسارت ناشی از سیلاب اخیر را به نسبت زیادی کاهش دهد. این سدکه به علت عدم تحقق بودجه، ساخت آن چندین سال به تعویق افتاده است، می­توانست سالانه از هدر رفت حدود 1.5 میلیارد متر مکعب از آب­های حوزه­ی کشکان جلوگیری کند.

 حوزه سیمره و کشکان با آب آورد سالیانه 6 میلیارد متر مکعب با شیب بالا و دبی مناسب، شرایط خوبی برای سدسازی دارد. اما در سیل اخیر خلأ یک سد سیل­بند در محدوده ی استان لرستان و رودخانه ی کشکان برای کنترل رواناب ها و جلوگیری از خسارت به مناطق جنوبی استان لرستان احساس شد. متاسفانه سالیان سال است که با وجود تاکید کارشناسان و مردم محلی مبنی بر لزوم نهایی شدن ساخت سد معشوره در شمال شهرستان پلدختر به منظور کارکردهای اقتصادی و سیل بندی آن، به دلیل وجود سد کرخه در پایین دست و عدم تعیین ردیف بودجه مشخص، هنوز اقدام خاصی برای ساخت این سد صورت نگرفته است. در پایین دست این حوزه، سد کرخه به عنوان بزرگترین سد خاکی ایران و خاورمیانه، نقش زیادی در کنترل رواناب های سهمناکی که از استان لرستان به سمت خوزستان  در جریان بود داشت. اما کاربری اقتصادی به منظور تولید انرژی برق آبی، حجم بسیار بالای دبی ورودی به این سد و هم­چنین عدم وجود سدی کمکی به منظور کنترل سیلاب در بالا دست، باعث شد که پس از گذشت 15 روز از شروع بارش­ها و تخلیه­ی حجم بالایی از آب های این سد، مناطق پایین دستی این سد که مساحت زیادی از استان خوزستان را شامل می­شد دچار آب­گرفتگی شد.

۳- عدم پیشگیری به­ موقع و ضعف در مدیریت بحران

به رغم هشدارهای پیاپی سازمان هواشناسی مبنی بر شدت بارش­ها و افزایش احتمال طغیان رودخانه­ها، مسئولین محلی اقدامات ویژه­ای در فراهم کردن تجهیزات امدادی و نجات و هم­چنین آذوقه­ی مورد نیاز چند روز مردم انجام ندادند و در بسیاری از نقاط مردم بدون هیچ جان­پناه و اقلام مصرفی به حال خود رها شده بودند. عدم پیش­بینی نسبی از مناطق درگیر سیل و حجم سیلاب جاری، باعث غافلگیری  مسئولین و مردم از وقوع سیل در بسیاری از مناطق شد. به عنوان مثال در حادثه­ی سیل شیراز، تخلیه نکردن آبراه قدیمی شهر شیراز که به خیابان ورودی شهر تبدیل شده بود و عدم توجه به هشدارها در مورد وقوع سیل، باعث این فاجعه­ی دردناک و کشته­شدن 20 تن از هم­وطنانمان شد.

مهیا نبودن خدمات امدادی و اقلام ضروری مورد نیاز در مناطق سیل­زده استان­های گلستان و لرستان که ناشی از عدم پیش­بینی گستردگی سیل بود، باعث تشدید فشارها به مردم سیل­زده در روزهای اولیه شد. عدم مدیریت مناسب و خدمات­رسانی ضعیف، ذهنیت‌­هایی را برای مردم ایجاد کرده است که امید است با برخورد قاطع قوه­ی قضائیه با  مقصران اصلی در افزایش خسارات و تلفات این حادثه، به بسیاری از این سوالات پاسخ داده شود. ضعف هماهنگی میان دستگاه­های کشور برای مدیریت بحران و عدم پیش­بینی درست از ابعاد سیل به وقوع پیوسته، لزوم ایجاد مناطق غیر متمرکز و ویژه­ی هماهنگی دستگاه­های مختلف در هنگام وقوع بلایایت طبیعی را دو چندان کرده­است.  متاسفانه شرایط بحرانی ایجاد شده در سیل اخیر روشن نمود که ستاد مدیریت بحران کشور و استانداری­ها توان اجرایی لازم برای هماهنگ­سازی نیروهای امدادی مختلف را درکوتاه­ترین زمان ممکن ندارند و ایجاد یک سازمان مستقل متشکل از نیروهای مسلح، هلال احمر، وزارت کشور و نهادهای حکومتی دیگر برای مدیریت بهتر بحران­های ناشی از بلایای طبیعی یک نیاز بزرگ در کشور محسوب می­شود.

پیامدها و نتایج سیل اخیر

-تمرکز نگاه ­ها در داخل کشور به حفاظت بهتر از منابع طبیعی و محیط زیست، لایروبی رودخانه­ها، ایجاد سیل بندها در نقاط سیل­خیز و تفکیک کارایی سدهای کشور(کاربرد اقتصادی یا کنترل سیلاب) به­منظورکاهش اثرات مخرب سیل

-ایجاد  سازوکار حقوقی و قانونی سازمان­دهی شده ای از سوی مراجع ذی­صلاح برای نظارت بیشتر به جهت جلوگیری از ساخت­وسازهای غیرقانونی در حاشیه­ی رودخانه­ها و سیل­بندها

-تغییر نگاه به بحث محیط زیست و صیانت از منابع طبیعی کشور از رویکرد سازمانی(سازمان حفاظت محیط زیست) به نگاه  ملی و اولویت­دار برای مردم و همه­ی دستگاه­ها. (متاسفانه عدم وجود نگاه محیط زیستی در سبد تربیتی خانواده ها و مدارس و مراکز آموزشی نظیر دانشگاه­ها ، باعث به حاشیه راندن مباحث محیط زیستی در کشور و عدم شناخت مناسب از فواید حفظ محیط زیست در میان توده­های مردم شده است. مسلما فرهنگ سازی عمومی در مورد لزوم حفاظت از منابع طبیعی کشور، نگرانی­ها از تخریب منابع طبیعی کشور و عواقب پس از ان را به حداقل خواهد رساند)

-ایجاد حس برادری و همدلی بیشتر میان مردم به ویژه در مناطق سیل­زده برای کاهش خطرات سیل. (ما در روزهای گذشته شاهد خلق حماسه­های بی­بدیلی از مردم خوزستان برای ایجاد سیل بند به منظور جلوگیری از ورود آب به خانه و محل زندگیشان بودیم. این حس همدلی می­تواند الگویی برای غلبه بر دیگر مشکلات  کشور باشد.)

-توجه بیشتر به هشدارهای سازمان هواشناسی به منظور استقرار نیروهای امدادی پیش از حادثه در نقاط پرخطر برای پیش­گیری از افزایش خسارات جانی و مالی سیل و برپایی کمپ­ها و چادر برای اسکان آنی حادثه دیدگان به منظور تسریع در روند کمک رسانی پس از وقوع حادثه

- اصلاح ساختار سازمان مدیریت بحران کشور از سازمانی تمرکزگرا در پایتخت به سازمانی که در نقاط مختلف کشور از ترکیب تمامی نیروهای دخیل در بحث امدادرسانی. (تمرکز زدایی و دخیل کردن سازمان­های موثردر بحث امدادرسانی نظیر هلال احمر و نیروهای مسلح کشور در ستاد مدیریت بحران کشور، باعث هماهنگی بهتر و حضور به موقع تر نیروهای امدادی در زمان موقع حادثه می­شود)

سیل اخیر علی رغم خسارات فراوان(برآورد اولیه از میزان خسارت حدود 35 هزار میلیارد تومان است)، تجربیات گرانبهایی را نصیب مسئولین مربوطه نمود. نکته­ی قابل توجه، لزوم هماهنگی بیشتر نهادهای تصمیم گیر(وزارت کشور) و امدادی شامل هلال احمر و نیروهای مسلح بود که در برخی موارد ناهماهنگی­ها سبب سردرگمی مردم و توزیع نامناسب خدمات میان سیل زدگان شد. از دیگر تجربیات این سیل، لزوم مطالعات مشترک میان وزارت نیرو و سازمان حفاظت از محیط زیست در مورد پروژه­های آبی و سدسازی کشور است. مسلما آسیب شناسی و آینده پژوهی در مورد شرایط جغرافیایی مناطقی که پروژه های سد سازی و یا نیروگاهی در آن­ها انجام می­شود، باعث کاهش خسارات و کمک به مدیریت بهتر سیل در آینده خواهد شد.

ناگفته نماند که سیل اخیر باعث پر شدن حدود 85 درصد مخازن سدهای کشور شد که بر خلاف سالیان گذشته، نوید سال  بدون مشکل آبی در سطح کشور را می­دهد. امید است که با تمهیدات پیش بینی شده از سوی سازمان آبخیزداری و جنگل­ها و سازمان حفاظت محیط زیست­، در آینده بتوان بخشی از رواناب های ناشی از بارش­های شدید را در سفره­ها و آبخوان­های زیرزمینی ذخیره نمود تا بتوان بخشی از حجم زیاد از دست رفته از منابع آبی زیرسطحی کشور در طی سالیان گذشته را جبران نمود.

نویسندگان: امین مرادی و معین ایرانشاهی از دانشجویان منابع آب دانشگاه تربیت مدرس 
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار