کد خبر: ۱۵۶۵۲۸
تاریخ انتشار: ۰۵ تير ۱۳۹۹ - ۱۸:۳۲
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
گفت و گویی خودمانی با اقای دکتر محمدنژاد


گپ و گفت خودمانی با جناب آقای دکتر شهرام محمدنژاد – ادبیات محاوره ایی در متن استفاده شده است. 

به عنوان اولین سوال، شما به عنوان کسی که در زندان های آمریکا محصور بودین و مورد آزار و شکنجه واقع شدین یه خلاصه وضعیتی از مسائل فرهنگی در حین آشوب ها و نحوه برخورد با معترضین همانند مسائلی که اخیرا اتفاق افتاده و رخدادهایی که در جوامع غربی در این طیف مسائل بروز میکنه و برخورد هایی که توسط نیروهای امنیتی و نظامی میشه را چون خودتون از نزدیک لمس کردین میشه یه توضیحی مختصری بدین لطفا؟

دکتر محمدنژاد: 
بسم الله الرحمن الرحیم ... واقعیت امر این است که مسائلی که در غرب مخصوصا در آمریکا و انگلیس و فرانسه و کشورهایی که دارای آن فرهنگ لیبرالیسم غربی هستند اتفاق می افتد، شاید در ظاهر برای خیلی از مردم با آنچه که واقعیت دارد روشن و شفاف نباشد. تفاوت بسیار وسیعی دارد آنچه که در آنجا اتفاق می افتد با آنچه که علنی بیان می شود. در آمریکا به ظاهر دموکراسی و حقوق بشر معنی دارد اما تمام این مبانی و ارزش ها تحت نام و سیطره منافع تعدادی افراد ثروتمند و مخصوصا صهیونیست و حدود شانزده دانشکده یا اندیشکده مهم و بزرگ در آمریکا قرار دارند. اون لیبرال دموکراسی غرب را این اندیشکده ها متناسب با هر روز یا هفته یا هر ماه چه به صورت کوتاه مدت و چه بلند مدت تعریف می کنند و محور این عملکردها تامین منافع عده ی محدودی افراد یا سازمان ها یا شرکت ها هست. نقش صهیونیست ها در غرب بسیار پررنگه، از زمانی که غرب شکل گرفت و قدرت فوق العاده ایی پیدا کردند هم از نظر فکری و هم از نظر مادی کنترل بسیار سنگینی بر غرب داشته اند. آنچه که ما تجربه کردیم در آمریکا که هم خودم در آنجا زندگی کردم و هم درس خواندم، هم زمان انقلاب جریاناتی که پیش آمد و تجربیاتی که در زندان آمریکا دارم، یک نقشه جامعی از مسائلی که بیان کردم را اشاره می کند. اصولا حقوق بشر به معنای اینکه کسی که در جامعه زندگی می کند و دارای یکسری حقوق اولیه است معنا ندارد. مگر آنکه آن فرد اولا سفید پوست باشد و بعد عضو یا پیرو یکی از سازمان های بزرگ باشد، یا ثروتمند باشد، یا دارای نفوذ باشد، اگر آن فرد آن مختصات را داشت حقوقش در اجتماع سر جایش محفوظ است. در غیر این صورت حتی سفید پوستان هم در خیلی از جاها زندگیشان معنا و مفهومی ندارد چه برسه به سیاه پوستان یا سرخ پوستانی که تا الان بالای 120 میلیون نفر از ساکنین آب و اجدادی خود آمریکا بوده اند کشته شده اند و اصطلاحا آنان را Indian Nation خطاب می کردند و فاقد هرگونه حقوقی هستند. یک ارزشهایی برایشان تعریف شده است که آن ارزشها یک حقوقی را برای نوع بشری که خودشان بشر تلقی می کنند ساری و جاری است. بشر به عنوان ارزش های معنوی که انسان ها با نژاد و آداب و تحصیلات و فرهنگ های متفاوت این از دید فرهنگ لیبرال دموکراسی اصلا معنا و مفهومی ندارد. آن حقوق که آنها تعریف می کنند و آن بشر که با معیارهای آنا صادق است شامل حقوق بشر خودشان می شود. بنابراین هر چیزی که متضاد با این باشد برای آنها قابل قبول نیست. شما وقتی یک فرد فاسد و دارای پیشینه های عجیب و غریب همانند ترامپ را به عنوان رئیس جمهور انتخاب می کنید، که نه سیاست مدار است و نه اخلاق مدار است و نه عالم، فقط بلد است که از راه مشروع و نامشروع و راه های مختلف پول دربیاورد و زندگی اش را ارتقا دهد و با مسائل مادی سعی در تسلط به اطرافیان داشته باشد، طبیعتا یک چنین فردی وقتی رئیس جمهور می شود شما نمی توانید از یک کشور یا مردم آن انتظار انتخاب و عملکرد صحیح داشته باشید. اگر با این دیدگاه و این مطالب به این مسائل نگاه کنیم، قطعا همچین جامعه ایی پلیس یا مجری قانونی را به عنوان مجری قانون انتخاب می کند که آنها در همان چهاچوب و راستا و با همان مفاهیم تعریف شده معنا و مفهوم پیدا کرده اند. مطمئنا در جامعه آمریکا یک فرد معمولی با تربیت و با فرهنگ صحیح اجتماعی به عنوان پلیس انتخاب نخواهد شد.

- خوب این افراد و دانشمندانی که این همه به آنها بها می دهند و این افراد اندیشمندی که جایگاه های بسیار خوبی در جوامع غرب دارند، نخبگانی که این همه از ایران مهاجرت می کنند، حتی خود شما جزو همین افرادی بودید که غرب بخاطر نبوغ شما به شما بها داد و داشتید بورسیه دانشگاه طراز اول دنیا می شدید و امتناع کردید، خوب اینها مصادیق بارز یک جامعه متفکر و اندیشمند و اندیشه محور نیست؟ 

من دانشگاه هوستون درس می خوندم و دانشجوی برتر بودم و چون در قبل از آن هم در کالج سنجوسنتو معدل بالای داشتم و شهریه می دادم، در همان زمان از دانشگاه MIT دعوت نامه آمد که داستان مفصلی دارد، قطعا اینها رصد می کنند، افراد نخبه و باهوش و استعداد دار را رصد می کنند و اینها را جمع می کنند. من جعبه نامه هایم را در دانشگاه باز کردم و دیدم یک نامه از MIT دعوت نامه داشتم. شب های جمعه در مسجد دیتون جمع می شدیم و تفسیر قرآن داشتیم و مرحوم دکتر یزدی در آنجا پیش نماز ما بود و بچه های مسلمان در حدود 200 نفر آنجا جمع می شدند و شخصیت های بزرگی مثل شهید بهشتی می آمدند و برای ما سخنرانی می کردند و هم گزارش هایی از تحولات سیاسی و اجتماعی جهان می گفتند، بعد از نماز جماعت بود نشسته بودم که تفسیر قرآن را گوش بدهم که یکی از دوستان مسلمان روی شانه من زد و گفت برادر محمدنژاد...

- یادتون هست کی بود؟
یه جوانی بود به نام برادر جواد...جوان خیلی خوش سیما و با فرهنگی بود. 

- الان خبر ندارید ازش؟

- نه خبری ندارم. نخیر. ایشون گفتن که خبر بسیار خوبی شنیدم. ماشاالله وضع تحصیلت اینقدر خوبه که از MIT دعوت نامه داری...تایید کردم...ایشون گفت من یک توصیه ایی دارم روش فکر کن... گفتم چه توصیه ایی؟ گفت که رفتن به MIT دست خودتونه، اما سالم بیرون آمدن و بدون مشکل بیرون آمدن دیگه دست خود شما نیست...گفتم چرا؟ گفت تا آنجا که ماها خبر داریم MIT مرکز سازمان سیا است. نخبگان را جمع می کنند و در حین تحصیل روی آنها برنامه ریزی می کنند و جذب می کنند برای اهدافی که در پیش رو دارند.

- همین قوت نظام امپریالیستی نیست که اینطور هدفمند بها می دهند ؟؟؟ برخلاف اینجا که هیچ بهایی به جوون ها نمی دهند و اکثرا دارند می روند و فکر مهاجرت دارند، نخبگان ما جایگاهی ندارند و به قول آقای دکتر پورحسن صراحتا بیان کردند که در جامعه ما اندیشمندان ئ نخبگان بسیار در سطح پایین تر از کسانی که سرمایه دارند و پول دار هستند در جامعه از دیدگاه مردم و حتی مسئولین اجرایی کشور قرار میگیرند. به نظرتون این نکته یک نقطه قوت بزرگ برای نظام سرمایه داری نیست و باعث افتخار جامعشون نیست؟

- نه اشتباه نکنید! اشتباه شما این است که فکر می کنید وقتی یک نخبه توسط آنها جذب می شود ارزشی برای آن نخبه قائل می شوند؟ نه اینطور نیست! 

- چرا ارزش قائل نیستند؟ رفاه براش تامین می کنند...خونه...ماشین...حقوق! اینا ارزش نیست؟

بله... علی الظاهر این مسائل است. اولا زندگی بشر فقط مسائل مادی نیست! دوما یک حقوقی تعیین می کنند در قالب یک چهارچوب و آن فرد باید در قالب آن چهارچوب باید برایشان کار کند و خارج از آن نه حق دخالت و نه حق اظهار نظر و نه هیچ حق دیگری ندارد. نخبه عملا ابزار دست آنهاست. این یک مسئله، نکته دیگر اینکه ما در کشورمان سالیان سال عقب مانده اییم! تازه در حال حاضر داریم رشد میکنیم! تازه داریم خودمان را پیدا میکنیم. ما قبل از انقلاب فرد تحصیل کرده ایرانی که بیاید به فکر کشور باشد و اجازه دهند رشد کند خیلی کم داشتیم. ما تعداد دانشجویان قبل از انقلاب صد و ده هزار نفر حدودا بود، واقعا انسانیت معنا نداشت، ایرانیت معنا نداشت. من خودم قبل از انقلاب با برخی از این آمریکایی هایی که در ایران مسئولیت داشتند ارتباط داشتم. حقوق یک فرد در ایران حدود هزار و پانصد تومان بود و آن آمریکایی با یک فوق دیپلم در نیروی هوایی 6000 دلار میگرفت...که من یکدفعه سوال کردم شش هزار دلار؟؟؟ گفت چی میگی؟ بعضی ها هستن چهل هزار دلار حقوق میگیرن!


- الانم همینه! الانم خارجی ها دارن توی کشور کار می کنن با حقوق های نجومی و بیست الی سی برابری...من خودم شاهد بودم سر دکل دریایی هلندی ها کار میکردند با حقوقی نزدیک به 90 میلیون تومان البته به دلار زمان سال 1393...

بله الانم اونطور که باید اصلاح شده باشد هنوز اصلاح نشده و اگر اصلاح شده بود که هرگز این مشکلات را نداشتیم! اما مسیر بسیار طولانی ایی را تا حالا طی کردیم. ما آن زمان یک موشک از آمریکا به ایران می آمد حتی یک متخصص ایرانی و فرمانده ایرانی حق نداشت یک پیچ آنرا دست بزند. اما الان فناوری هایی که در خیلی زمینه ها داریم فوق العادست! اینکه آمریکا می آید اعلام می کند و رسما تمام مقامات رسمی آنها اعلام می کنند که چالش آمریکا چین و روسیه و ایران است این مسئله یک مسئله بسیار حائز اهمیت و جدی و بزرگی است و درک بزرگی از این مسئله باید داشت. بله ... ما مشکلات بسیار زیادی داریم اما طی این چهل سال بعد از انقلاب رشد بسیار قابل قابل ملاحظه ایی کردیم و برای دنیا غیر قابل انکار است. اما هنوز با توجه به استعداد هایی که داریم هنوز به اون جایگاه درست نرسیده اییم. اینکه انقلاب اسلامی در حال تحول است و اینکه این انقلاب نه تنها در ایران بلکه در بسیاری از کشورها هم از نظر سیاسی، هم از نظر فرهنگی و هم از نظر اجتماعی و مهم تر از آنها از نظر علمی جا باز کرده،  یک مسئله بارز و بسیار مهمی است. مسئولین ما تازه به خودشون آمدن که مسائل و استعداد های داخلی را دریابند، همینکه این شرکت های دانش بنیان شکل میگیره و همینکه می فهمند باید به رونق تولید داخل کمک کنند و باید جهش پیدا کند...

- یه ذره دیر نیست الان برای فهمیدن؟؟؟؟؟؟

بله..بله...به این سادگی نیست البته...ما بیش از چهارصد سال لگدمال شدیم و تازه داریم خودمان را پیدا می کنیم. حداقل یک قرن طول می کشد تا عقب ماندگی های چهارصد ساله این مردم از همه نظر اصلاح شود و ما به جایگاه واقعی خودمان برسیم. 

- خوب اینطوری که این نسل ما از بین میره که!!!

نه اینطور نیست...

- خوب الان داریم میبینیم تبعاتش رو! در سطح جامعه نارضایتی هایی که هست! بیکاری جوانان و نبود اشتغال و گسترش فساد و عمق آن در ادارات دولتی و رانت خواری و ...

عدم اشتغال را من قبول دارم، با توجه به استعدادهای کشور وضع نباید این باشه ولی اینطور نیست که شما فکر کنید فقط اینجا اینگونه است. در همه کشورها این اوضاع وجود داره ...

- منابعی که کشور ما داره کجا و منابعی که بقیه کشورها دارن کجا!!! و از طرفی زیر ساختی که ما ایجاد نکردیم کجا و زیرساختی که دیگر کشورها دارند کجا! 

شما بیایید کشور ما را با هر کشور دیگری مقایسه کنید و ببینید که زیر ساخت های دهها ساله دارند، میبینید که آنگونه که شما تصور میکنید منفی هست آنطور هم نیست. اما میپذیرم و قبول دارم با توجه به شرایط پیشرفت های ما کم نبوده و من مطمئنم با توجه به مصادیقی که رصد میکنم و اندیشمندانی که دارند تحولات و آینده پژوهی در حوزه های متفاوت را مطالعه می کنند و با توجه به ورود جدی رهبری در سالیان اخیر من فکر میکنم طی ده سال آینده بسیاری از این مسائل ما حل خواهد شد. جوانان ما الان در جایگاهی ایستاده اند که برای جهان و مخصوصا غرب وحشت آور است و اگر مدیریت کشور ما مخصوصا دولت و مجلس آن مسیر درستی را که اسلام تعیین کرده به درستی اجرا کند به امید خدا من چشم انداز ده ساله پیش رو را بسیار مثبت میبینم و شک ندارم که اینگونه خواهد شد. در کشور ما انسان های خائن کم نداریم...انسان های نالایق کم نداریم، اما انسان های شایسته و متدین رو هم کم نداریم. هنوز هم انسان های شبیه زمان جنگ داریم، انسان هایی که شبیه شهید قاسم سلیمانی ها و مدیران با کفایت فراوان داریم. همین هاست که عقده غرب و عقده دشمنان ایرانه. با توجه به توطئه هایی که علیه کشور ما مدام دارد می شود، هم از کشورهای همسایه نظیر عربستان و متحدینش و دشمنان خارجی و هدفگذاری هایی که نسبت به ما می کنند همه اینها را بخواهیم در نظر بگیریم میبینیم که مسیر ما مسیر بدی نیست و می تواند بهتر از این هم بشود. 

- در زندان های آمریکا در آن دو ماه چی دیدید؟

هیولا...وحشت...  ما در زمانی که در زندان واشینگتن بودیم هر شب در طبقه پایین ما که شکنجه گاه بود صدای وحشتناک شکنجه می آمد ... وقتی هم که از آنجا به زندان نیویورک منتقل شدم در سلول انفرادی حبس بودیم و داستان های مفصلی سرما میاوردن که از بحث خارجه، واقعا منه مجروح که سرم رو کتف و لب و شانه گردن همه جای ضربه و بخیه و بعضا شکستگی و آسیب های شدید از ناحیه کمر، می آمدن با من عکس میگرفتن و بین همدیگه بحث میکردن که من این رو اینطور لهش کردم و اون یکی مدعی می شد نخیر من اینو زدم داغونش کردم ... افتخارشون این بود که هر کس بیشتر مجروح میکرد و بیشتر آسیب میزد و جمله (I Busted Him) را بعد از هر شکنجه به هم میگفتند، این فرهنگ پلیس آنجاست، فرهنگ نهادینه شده در بین نیروهای امنیتی و پلیس در آنجاست و اینکه شما در مورد این سیاه پوستا میبینید که طرف زانویش را میگذارد بر روی گلوی این فرد حتی اگر جنایت کار هم باشد، پلیش حق نداره یک فرد خطا کار رو بیاید هشت دقیقه و چهل و هفت ثانیه زانویش را بگذارد روی گردن فرد خاطی و آن فرد مادرش را صدا بزند، بارها اعلام کند که نمی توانم نفس بکشم، با افتخار آنجا می ایستد که آن سیاه پوست خفه بشود و ازش فیلم و عکس تهیه بشود. در هیچ فرهنگی یک چنین چیزی وجود ندارد. یک زمانی در حالت تقابل ممکنه شلیک باشه یا دعوا و درگیری و زد و خورد باشه، اما این برخوردی که اینها انجام میدهند در این شرایط یک فرهنگ وحشتناک نهادینه شده در داخل آمریکا و غرب است و حتی در فرانسه و انگلیس هم به عنوان کسی که انجا بوده دیدم، شما وقتی میبینید که یک کشوری می آید رسما یک شرکت آدم کشی و جنایت کاری به اسم بلک واتر را راه اندازی میکند و انسان های حرفه ایی جنایت کاری که حقوق های آنچنانی میگیرند و به راحتی آدم می کشند. همین بلک واتر در عراق چه جنایت هایی را به نیابت از دولت آمریکا انجام داد؟ در صورتی که بلک واتر جزو ارتش آمریکا نیست و یک سازمان خصوصی است که برای جنایت کارترین انسان ها تعبیه شده است. ظاهرا در یمن سعودی ها این افراد را به کارگیری کرده اند. وقتی در آمریکا زندان های بخش خصوصی دارند و از این راه درآمدزایی دارند و محوریت همه چی گول و اقتصاد است، که برای شرکت های بزرگی که ایجاد کرده اند به هر قیمت و طریقی درآمدزایی داشته باشد.

- شما میفرمایید جنایت! آبان ماه سال پیش 240 نفر در اعتراضاتی که مبنای اقتصادی داشت کشته شدند. در آمریکا با این حجم اعتراضات 3 الی 4 نفر کشته شده اند و ما این همه سر و صدا کردیم در رسانه هایمان ولی هیچ صدایی برای کشته شده های آبان ماه که بعضا شهید هم اعلام شدند بلند نکردیم. اکثر نفراتی که کشته و شهید شدند تیراندازی به بالا تنه بوده، اگر آنجا سه نفر کشته می شوند و جنایت علیه بشریت نامگذاری می شود، آنوقت این حجم کشته در یک کشور دیگر مثل ایران جنایت نیست؟

کاملا دو موضوع متفاوته!

- نه نیست! اصلا متفاوت نیست... اون اعتراضه این هم اعتراضه!

اولا این را بگویم اعتراض مردم در ایران اعتراض به حقی بود اما طبق اعلام مستند حتی از زبان رسانه ها و مسئولین غربی برنامه ریزی های بسیار دقیقی برای تبدیل اعتراضات به حق مردم به شورش برای براندازی دولت و کشور ایجاد شده بود. این اعتراض به حق مردمی تبدیل شد به یک جنگ تمام عیار، و خائنینی که همواره در داخل برای ایجاد این راهبردها و وابسته به همین بنگاه های فساد انگیز و جنایت پیشه بودند آدم های بی گناه و عصبانی را تحریک کردند و هدفگذاری آنها هم این بود که کلا زیر ساخت ها را از بین ببرند! آتش زدن و از بین بردن حداقل 400 بانک و تحمیل صدمات مالی و جانی مختلف که هزینه اش فقط و فقط ضرر به مردم بود. کاملا دو موضوع متفاوته! آنجا قرن هاست مشکلات نژادپرستی دارند ولی آنها چه در قانون و چه در رفتار و چه در عمل و زبان علنا بیان می کنند که فرق هست بین سفید پوستان و سیاه پوستان. تمام قوانین بر علیه آزادی است. اینجا با کلی توطئه و هزینه و دشمنی یک مشت جنایت کار وارد صحنه شدند و از خشم مردم استفاده کردند. متاسفانه و صد البته تعداد زیادی بی گناه کشته و شهید شدند. ایجاد یک جنگ داخلی با توطئه ها و تزریق بودجه خارجی در یک کشور را هرگز با یکسری اعتراضات ریشه ایی بر مبنای تبعیض و نژاد پرستی یکسان نگیرید. هرگز یه کشتن در شرایط عادی و روز روشن و ظلم علنی به پایه ایی ترین حقوق یک بشر را به کشته شدن در یک جنگ تمام عیار هدایت شده و خصمانه مقایسه نکنید. مثل جنگ تحمیلی، صدهاهزار شهید دادیم سر چی؟ سر جنگی که به این کشور تحمیل شد. اعتراض حق مردم است ولی کسانی که جنگ راه انداختند از مطالبه گری مردم سو استفاده کردند. در جریانات سال 88 هم همین اتفاقات بود. هنوز هم برنامه ریزی های متعدد دارند و به دنبال ایجاد یک شرایط دیگر برای آشوب هستند و بسیاری از خائنین داخلی هم در صدد و تدارک ایجاد همین بستر هستند. اینها به دنبال براندازی نظام هستند و نه مطالبه گری حقوق حق ملت. مردم اگر به روش درست اعتراضات خود را ادامه میدادند و اسباب دست کسانی که معاند بودند قرار نمیگرفتند حرفشان حق بود و باید نظام از آنها حمایت میکرد. 

- چه حمایتی موقعی که شما همین الان هم نمی توانید برای یک اعتراض مسالمت آمیز از وزارت کشور مجوز بگیرید؟؟ وقتی قوانین خود کشور اجرایی نمیشه ؟؟؟

شما میبینید برخی جاها تجمعاتی شکل میگیرد، مجوز می دهد یا نمی دهد لابد بسته به شرایط تصمیم میگیرند که بسته به تصمیم متولیانی است که خود مردم به آنها رای داده اند و گملاشته اند. اما از جانب مردم شما در همین جریان کرونا، میبینید چقدر مردم در پویش های مختلف برای کمک به همدیگر حضور دارند، پس مردم توانمندی ایجاد یک نهضت جمعی و کار جمعی را به صورت صحیح دارند! بسیاری از مردم در فرک کمک به همنوع خود هستند، چقدر خیریه و نهادهای مردمی برای کمک داریم؟ 

- لزوما وظیفه مردم نیست. چون دولت و حکومت وظیفه اش را درست انجام نمی دهد مردم مجبورند وارد عمل بشوند!

من قبول دارم مدیریت در برخی زمینه ها ضعیفه اما در بسیاری از زمینه ها به خوبی داره عمل میشه. کشور ما و نظام ما بر اساس و اصول حمایت از مستضعفین هستش. در برخی جاها یا اگر نمی گذارند یا میبینید که معاون قوه قضاییه قبلی بیاید این حجم از فساد را مدیریت می کند و مرتکب می شود، طبیعتا اینطور موارد هم هست که باعث آسیب به و خدشه در روند تعالی نظام می شود اما خود نظام، اساس و اصول و آنچه که پایه ریزی شده بر اساس یک نظام حقوقی و ارزشی بسیار والایی است که همه باید تلاش کنیم که به آن سرمنزل مقصود و هدف نهایی برسیم ان شاالله. 

- یک موردی را اشاره کردید، معاون یکی از روسای قوه که می توان گفت یکی از معاونین مهم و نزدیک و منصوب شده بر اساس سلیقه و خواست ریاست قوه قضاییه قبلی بوده دچار خطا شده. الان چرا مراجع قضایی نسبت به رئیس پیشین قوه قضائیه ادعایی ندارند؟ چرا ورود نمی کنند؟ مگر به غیر این است که این انتصابات و این روسا با انتصابات افراد نااهل راه ایجاد این گونه فسادها را باز می کنند و یا بعد از انتصاب چرا به عنوان ریاست قوه قضائیه بر عملکرد ایشان نظارت نداشته است؟؟؟ چرا در کشور ما بالای 700 حزب ثبت شده است ولی هیچ کدام از احزاب نسبت به عملکرد مسئولین و دنبال کردن مطالبات مردم هیچ واکنشی نشان نمی دهند؟ چرا هیچ مدیری در هیچ دوره تاریخی در این کشور نسبت به عملکرد خود پاسخگویی در پیشگاه هیچ مرجع قانونی نداشته است؟ چرا مسئولین در خصوص تبعات عملکردی خود به حزب و مردم پاسخگویی ندارند؟ 

ببینید همین معاون قوه قضاییه بازداشت میشه و در ملا عام محاکمه میشود همین نشانه پاسخگویی است. اواخر دوره ریاست قبلی دست این آدم داشت رو میشد هفت روز پس از انتصاب آقای رئیسی ایشان برکنار شد. طبیعتا اینگونه موارد بر اساس نبود دیدگان نامناسب مدیریتی یا نبود انگیزه مناسب برای برخورد شکل میگیرد که من آن را نمی دانم. اما وقتی الان با این قاطعیت دارند برخورد می کنند نسبت به مسائل خود نشان دهنده ظرفیت و اقتدار نظام و کشور است. 

- چرا با وجود این همه نهاد نظارتی و اطلاعاتی، سازمان های بازرسی های متعدد چرا باید مجال اینگونه اقدامات طی سالیان سال به اینگونه مدیران و انسان ها در این کشور داده شود؟ چرا باید آدم ها جرات انجام این حجم از فساد ساختاریافته را به خودشان بدهند؟ چرا اصلا باید روزنه برای ایجاد این گونه اعمال در نهادهای کشوری و دولتی و ساختاری ما باشد؟ به غیر از اینه که کم کاری و یا همدستی خیلی از افراد در خیلی از جاها را نشان میدهد؟ 

اینگونه فسادها در همه جای دنیا هست.

- همه جای دنیا ادعای اسلامی بودن را ندارند!

ببینید، ما چهل ساله رو پای خودمان هستیم. چهل سالی که دائما در حال دفاع در برابر تهاجمات دشمن بودیم. هشت سال جنگ تحمیلی کشور را با خاک یکسان کرد. ما تازه داریم خودمان را پیدا می کنیم و دشمنان نمی خواهند و تلاش می کنند که نگذارند که این نظام بر اساس ارزش هایی که اسلام و امام تعریف کرده سرپای خودش بایستد. هر روز در صدد آن هستند که مشکلاتی را ایجاد کنند. همین تحریم ها کم مشکل ایجاد کرده؟ اگر بگذارند در مسیر ارزش های خودمان بدون دشمنی متخاصمان عمل کنیم که خیلی بیشتر از این اتفاقات بی بدیل و بزرگی که در کشور رخداده اتفاق خواهد افتاد. من قبوا دارم... فرهنگ سیاسی و فرهنگ اجتماعی ما بسیاری برگرفته از فرهنگ های غلطی است که در مردم ما از پیش نهادینه شده است. تا مردم اصلاح فرهنگی و ساختاری بشوند و مدیران کشور ما از آموزش پرورش گرفته تا بالاتر تربیت بشوند برای اجرای صحیح ارزش های اسلامی زمان میبردو شما در صدر اسلام هم نگاه کنید. مگر امیر المومنین بعد از وفات رسول اکرم رو ندیدید چه اتفاقاتی افتاد؟ چرا حضرت را شهید کردند؟ صدر اسلام طلحه و زبیر کیا بودن؟ آنهایی که بعد از پیامبر اسلام آنگونه عمل کردند اینها همه کسانی بودند که ارزش ها و معارف ناب اسلامی را عینا دیده بودند. بنابراین به این سادگی نیست فرهنگ یک جامعه را عوض کردن. باز الان باعث افتخار ماست، باز الان جوانان و انسان هایی که با تمام وجود در صحنه ایستاده اند و در حال تلاش هستند و در تلاشند گام به گام این کشور را رشد دهند. این زمان میبرد... اینکه این فساد و این فرهنگ های غلط ریشه کن بشود زمان می برد، ولی توفیقاتی که ما در این مدت داشته اییم نه به گفته من بلکه به اذعان تمامی اندیشمندان و نخبگان سراسر دنیا چه از سوی دشمنان این مملکت که دوستان آن بسیار بالا  ارزشمند بوده. من یادم هست ما حتی اوایل جنگ فشنگ نمی تونستیم تولید کنیم! الان تکنولوژی ما در خیلی از زمینه ها دنیا را تکان می دهد! ما اگر قدرت بازدارنده و همین انگیزه ها و همین ترقی ها را نبود ما قدرت حرف زدن و حتی ایستادن داشتیم؟ می توانستیم کشور داشته باشیم و در کشورمان زندگی کنیم؟ بنابراین مثبت ها را باید جوانان ببینند و تاریک اندیشی نکنند و نکات منفی را هم میبینند و در صدد اصلاح آن بربیایند. به این سادگی نظام قدرتمند ایجاد کردن فکر نکنید مقدور می شود. ولی الان قدرت این کشور و این نظام به کل دنیا کشیده شده است و دوباره تاکید می کنم وقتی تئوری سین های آمریکایی و دشمنان این مملکت رسما اعلام می کنند که مشکل ما چین و روسیه و ایران است و این ها اگر همین روند پیش برود و اگر در مقابل آنها نه ایستیم ما را سرنگون خواهند کرد این خودش در بین خواص و متفکران سیاسی و اجتماعی مبحث بسیار سنگینی است که باید در جایگاه خودش تفسیر بشود. نباید احساسی نسبت به مسائل نگاه کرد و با تحلیل عالمانه و به دور از فرهنگ های متعصبانه و غلط باید مسائل را تحلیل و بازگو کرد. خائن در کشور کم نیست اما جوانان بدانند خادم هم در کشور زیاد داریم. ارزش های ما و کشور ما آنقدر والاست که ان شاالله با توکل به خدای بزرگ و با ارزش های اصیل اسلامی و فداکاری مردم و جوانان ما این ارزش ها روز به روز به تکامل و تعالی این کشور خواهد افزود. 

نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار