کد خبر: ۵۳۲۸۰
تاریخ انتشار: ۰۷ دی ۱۳۹۳ - ۱۹:۱۴
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
دكتر محمد مهدي مظاهري، استاد دانشگاه و مشاور وزیر امور خارجه در یادداشتی اختصاصی برای سایت حرا نوشت:

حرا: سخن در مورد پژوهش و اهمیت آن بسیار گفته شده است اما آنچه را که مخالفتی در موردش وجود ندارد، چه جای تاکید و تشریح. همه به اهمیت پژوهش واقف و معترفند و نقش آن را در تمامی عرصه های زندگی انسان به ویژه در قرن بیست و یکم غیر قابل انکار می دانند. سوال اینجاست که با وجود این اجماع گسترده در مورد اهمیت پژوهش، چرا کشور در این زمینه همچنان با نقطه مطلوب فاصله دارد؟

در نگاه اول به نظر می رسد علت این ناکامی در دستیابی به وضعیت مطلوب در حوزه پژوهش، مسائل ساختاری هستند. کمبود بودجه پژوهشی درایران نسبت به بسیاری از کشورها، حرفه ای و تخصصی نبودن مراکز پژوهشی، آموزش محور بودن نظام آموزش عالی و مراکز دانشگاهی، مشکلات مالی و معیشتی پژوهشگران و مسائلی نظیر اینها عمده ترین موانع ساختاری پیش رویپژوهش در ایران هستند. علی رغم تلاشی که طی سالیان بعد از پیروزی انقالب اسلامی برای غلبه بر این مشکلات انجام شده است اما نمی توان انکار کرد که پژوهشگران کشور در تمامی حوزه ها همچنان از همین مجاری آشنا ضربه می خورند.

در نگاهی عمیق ترفقدان عزمی جدی برای تقویت اساسی و بنیادین حوزه پژوهش، نشان از یک عدم اطمینان تاریخی یا یک نوع احساس بی نیازی نسبت به توسعه و تحقیق در ایران است. این وضعیت نه تنها در عرصه های دولتی که حتی به شکل پررنگی در بخش خصوصی نیز وجود دارد. کارفرمایان و مشتریان پژوهش در ایران چه دولتی باشند و چه خصوصی آنقدر ها که همتایانشان در بیرون از مرزهای ایران به تحقیق احساس نیاز می کنند، طالب پژوهش نیستند. واردات گسترده محصولات پژوهشی خارجی یکی از دلایل این استغنای پژوهشی است. نکته ای که در این میان نادیده گرفته می شود اینست که اولاً غربیها به سوالات خود پاسخ داده اند نه سوالات ما و ثانیاً گذر زمان نشان داده که بعضی از جوابهای آنان نیز غلط بوده است.

بیش از سه دهه تاکید بر یافتن راههای بومی برای مشکلات بومی منجر به آغاز حرکت نهضت بومی گرایی در علوم انسانی و اجتماعی ایران شده است هرچند اگر این نهضت، در مسیر درست حرکت کند و در دام سنت زدگی  و سطحی نگری در نیفتد، امیدهای بسیاری به همراه خواهد داشت. آنچه پژوهش در ایران بدان بیش از هر چیز نیازمند است ایجاد یک روحیه اعتماد به نفس مجهز به نیروی خلاقیت و ابتکار در میان فعالان عرصه پژوهش و همزمان و ملازم با آن باور به ناگزیر و بدون جایگزین بودن پژوهش های داخلی در میان مشتریان و کارفرمایان آن است.

اکنون بارقه هایی از شکل گیری این روحیه در نضت بومی گرایی علمی، دیده می شودکه در صورت نضج گرفتن می تواند پس از سده ها خاموشی و غفلت،دانش ایرانی و اسلامی را به عنوان مرجع صدور پاسخ برای مشکلات زندگی بشری معرفی کند. ساختن بنای باشکوه تمدن ایرانی و اسلامی در سده های نخستین ظهور اسلام چگونه از دست این ملت برآمده است؟ جز با روحیه کشف و جستجو و ایمان و تلاش؟! اگر یک بار غافله سالاری تمدن بشر را تجربه کرده ایم و در علم، فناوری، سبک زندگی، تولید، تجارت، اقتصاد و صنعت، سرآمد جهان بوده ایم چرا دوباره قادر به تکرار این حماسه تاریخی نباشیم؟

از اینجاست که روشن می شود اهتمام به امر پژوهش و بستر سازی برای شکوفایی آن تا چه پایه از اهمیت و ضرورت برخوردار است. بحث تنها اقتصاد و تکنیک و صادرات و آمار نیست؛ زنده و بالنده بودن پژوهش در کشور یعنی توانمند و پویا بودن تمدن و فرهنگ ایرانی اسلامی و سر بر آوردن آن به مثابه یک شیوه زیست برتر در جهان امروزی.

طولانی ترین سفرها هم با نخستین گام آغاز می شود و بی تردید نخستین گام در این مسیر، ظهور و بروز چیزی است که می توان آن را «فرهنگ پژوهشی» نام نهاد. فرهنگ پژوهشی یعنی هر ایرانی ایمان داشته باشد که می توان بر مشکلات، نقصانها و پرسش ها در هر عرصه ای که هستند، پاسخی ایرانی اسلامی داد؛ پاسخی که با دین و فرهنگ و تاریخ ما سازگار است. فرهنگ پژوهشی یعنی اینکه محقق ایرانی بداند روزگاری در این سرزمین ابن سیناها و جابر حیانها و غیاث الدین جمشیدها زیسته اند و برای سوالهای ملتشان پاسخهایی درست یافته اند. پاسخهایی که ملتهای دیگر نیز از آن بهره ها برده اند.

 فرهنگ پژوهشی یعنی اینکه محقق ایرانی بداند می تواند اگر بخواهد و باید بتواند اگر به میهنش عشق می ورزد. فرهنگ پژوهشی یعنی اینکه مسئولان و مدیران بدانند جواب غلطی که محققی بومی برای مشکلی بومی یافته است از جواب درستی که محققی غربی پیدا کرده و پیشنهاد می دهد کم ضررتر است. فرهنگ پژوهشی یعنی اینکه کارفرمای خصوصی پژوهشی بداند که اگر ایرانیان در سراسر دنیا پیشتازان توسعه فناوری هستند حتما پژوهشگران ایرانی درون کشور نیز می توانند راههای تولید ثروت و پیشبرد تولید و صنعت را چه بسا ارزانتر بیابند. و در یک کلام فرهنگ پژوهشی یعنی دانشور ایرانی به آینده روشن ملت خود امید داشته باشد و برای رسیدن به آن مومنانه به جستجو وکاوش علمی بپردازد.

به این ترتیب نهادهای مسئول در حوزه پژوهش ایران در کنار افزایش بودجه پژوهشی، گسترش مراکز تخصصی و حرفه ای پژوهشی، پژوهش محور نمودن مراکز دانشگاهی و بهبود شرایط معیشتی و کاهش دغدغه های جانبی پژوهشگران، وظیفه ای ضروری تر نیز دارند که عبارتست از ترویج، تقویت و تعمیق فرهنگ پژوهشی. در این راستا راهبردها و راهکنش های متعدی وجود دارد اما به نظر می رسد که یکی از مهمترین راهبردهای این پروژه بایست «ارزشمند سازی پژوهش» باشد.

ارزشمند سازی پژوهش به معنای بخشیدن اعتبار و وجهه ای متمایز به امر پژوهش و دست اندرکاران آن است به نحوی که بین استادی که آموزش می دهد با استادی که پژوهش می کند تفاوتهای محسوسی وجود داشته باشد. بین دانشجوی پژوهشگر با دیگر دانشجویان تفاوت وجود داشته باشد. دریافتی مالی پژوهشگر نسبت به مشاغل علمی مشابه بیشتر باشد و در مجموع اگر از کسی شغل او را پرسیدند، به گفتن «پژوهشگر هستم» افتخار کند. ارزشمند سازی پژوهش مطمئنا به بیان و تقدیر و همایش و سخنرانی هم هست اما نباید فراموش کرد که نکته اصلی به وجود آوردن و به رسمیت شناختن تمایزی واقعی و مشهود بین پژوهشگری با مناصب و موقعیتهای علمی مشابه است. همه ماجرا البته به شرایط مالی  بهتر ختم نمی شود. حاصل فرایند پژوهشی نیز باید شأنیت واحترام بیابد.

در چنین شرایطی است که پژوهش ها تنها در قفسه های قفل شده نهادهای دولتی ، مراکز اجرایی و تصمیم سازی و کتابخانه ها محبوس نیستند بلکه هر پژوهشی مجموعه ای از پیشنهادهاست که اجرا کردن آن لازم و نادیده گرفتنش مستوجب عقاب و عتاب است. به این ترتیب پژوهش کردن یعنی مشارکتی مستقیم در تصمیم سازی و اجرا با همه دشواریها و مسئولیتهایش نه شرح و توصیفی کم مایه و بی خاصیت که به جایی برنخورد و نه تایید نامه ای در نعت سیاستها و تصمیمات از پیش گرفته شده.

به این ترتیب مشخص است که یکی از مهمترین ابعاد ارزشمند سازی پژوهش، دست برداشتن از شیوه های سنتی مدیریت است که بیش از هر چیز بر تداومسنت و تجربه بنا شده است. مدیریت البته جایگاه ویژه  خود را به عنوان راهبر اصلی دارد اما پژوهش نباید به عنوان طفیلی مدیریت و سیاست و تدبیر و یا مزاحم آن دیده شود. پژوهش باید ابزار، محتوی، جان و روح تصمیمات در هر حوزه مدیریتی و در واقع عامل اصلی روایی و موجه سازی تصمیم گیری و اجرا به شمار آید.

پروژه کلان ارزشمند سازی پژوهش اگر با جدیت و اعتقاد، عملی شود خود عاملی بنیادین برای برای رفع موانع ساختاری پژوهش نیز خواهد بود تا به این ترتیب در یک هم افزایی متقابل، حوزه پژوهش به جایگاه رفیعی که نیازمند آن هستیم برسد. این وضعیت را می توان به روشن شدن موتور توسعه و پیشرفت کشور تشبیه نمود که به حول و قوه الهی تمدن باشکوه ایرانی اسلامی را بار دیگر احیا خواهد نمود.همانطور که از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اساتید دانشگاهها استفاده می شود : «این امید به وجود آمده که ما میتوانیم در ظرف یک دهه، یک پیشرفت چشمگیر، یک حرکت سریع در زمینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌های علمی داشته باشیم که بخشی از عقب‌‌‌‌‌‌‌‌‌ماندگیهای ما را جبران بکند. بنابراین مسئله‌‌‌‌‌‌‌‌‌ علم مهم است. در باب علم و تحقیق، آن بخش عمده هم مربوط به تحقیق است؛ مربوط به پژوهش است.»   
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار