کد خبر: ۷۲۷۵۶
تاریخ انتشار: ۱۳ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۷:۴۸
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
نشست موسسه فرهنگی اجتماعی حرا
سومین نشست از سلسله نشست های راهبرد های انتخابات مجلس خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی به همت موسسه فرهنگی اجتماعی حرکت رشد و اعتدال(حرا) برگزار گردید.
حرا- سومین نشست از سلسله نشست های راهبرد های انتخابات مجلس خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی به همت موسسه فرهنگی اجتماعی حرکت رشد و اعتدال(حرا) در تاریخ 1394/10/29 با حضور دکتر شهرام محمدنژاد (عضو هیئت علمی دانشگاه علم و صنعت ایران و دبیر کل موسسه حرا)، دکتر قاسم پورحسن (عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و عضو شورای مرکزی موسسه حرا)، دکتر امیر دبیری مهر(مدرس و پژوهشگر علوم سیاسی)،دکتر عباسعلی نورا (استاد دانشگاه و عضو شورای مرکزی موسسه حرا )، دکتر حسین کلباسی( عضو گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی) و آقای محمودیان (عضو شورای جوانان موسسه حرا )به  شرح زیر در دفتر حرا بر گزار گردید.

آقای دکتر کلباسی: 

آقای دکتر پور حسن در جلسات گذشته فرمودند متنی برای انعکاس در سایت حرا آماده و تقدیم کنیم ومن مقاله را با این مفهوم و البته با توجه به پسوندی که داراست یعنی موضوع انتخابات که امروز به نگارش آن پرداختم  اگر اکنون مطلبی بیان می کنم گزارشی از همان مفهوم  است.  نکته مورد نظر بر این است که ما از منظر دیگری موضوع عقلانیت و یا خردورزی را چه در انتخابات و چه در غیر انتخابات دنبال کنیم. همه ما اکنون اعتقاد داریم که سنت و پیشینه دینی ما در باب عقل و عقلانیت یک مایه و میراث قابل توجهی دارد. و می خواهیم یک باز خوانی به این میراث داشته باشم. آنچه که اکنون در اغلب گفتمان و سخن اندیشمندان ما است همچنان در ذیل تقسیم بندی ها و مفاهیم سیصد و چهارصد سال اخیر غرب معنا پیدا می کند اگر قرار است چیزی متفاوت با این باشد من معتقدم باید رجوع به نصوص باشد (آیات قرآن که معنی آن ها صریح و آشکار باشد) و عرض بنده هم برخاسته از آن تصویری است که در زبان وحی ، کتاب خدا و یا در روایات و احادیث منعکس شده و حتما و یقینا تذکر به آن ها راه گشا است. از منفعتی  که همه بزرگواران مستحضر هستند که بسیار می تواند مفید باشد و با فرض آن که مفسران حقیقی کتاب خدا اوصیا الهی (ع) هستند. کتاب عقل و جهل اصول کافی است که به عنوان یکی از منابع روایی اربعه، صحت و ساحت آن برای ما آشکار است. در آغاز کتاب عقل و جهل ، حدیث چهارم که از احادیث صحیح و معتبر هم از لحاظ سند و محتوا است. روایت ازامام ششم امام صادق (ع) است که در واقع سائل که در واقع سلسله سند که تلخیص شده است از حدود هفت و هشت راوی که مورد اعتماد بودند، توصیف شده است  به شخصی می رسد که سائل  است و در آن جا نقل می کند که از امام صادق پرسیدیم  (ما العقل؟) عقل چیست؟ حضرت آن عبارتی را که همه دوستان شنیده اند بیان می کنند و می فرمایند ( مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ) ، آنچه که به وسیله آن خداوند پرستیده می شود. سائل بعد از پاسخ حضرت این سوال را مطرح می کند آنچه که  در معاویه بود آن چیست؟ و به تعبیر آقای دکتر دبیری مهر که به درستی فرمودند نزدیک ترین عرصه ظهور این عقل ظاهرا در صحنه سیاست است البته با وساطت اخلاق، حضرت می فرمایند او نکرا ست و نکراء چنان که در عبارت بعدی آمده الشَّيْطَنَةُ وَ هِيَ شَبِيهَةٌ بِالْعَقْلِ ، شبیه به عقل است و عقل نیست. دراینجا مفسرین در تفسیر اصول کافی یک بحثی را دارند که بسیار ارزنده است که تفاوت میان عقل و نکراء در چیست؟ چیزی که در واقع در کلام معصوم به عنوان نیرنگ و شیطنت و یا شباهت به عقل است به نظر من احتیاج به یک بازخوانی دارد و یقینا آن چیزی که اکنون دغدغه دوستان است و کسانی که در صحنه مدیریت اجتماعی هستند در دوران ما، دوران بعد از انقلاب باید بازخوانی شود اتفاقا همین قسمت است. چیزی که فکر می کنم بتواند این بازخوانی را سازمان دهی می کند به دو صورت است یکی این که وجوه ایجابی و سلبی این عمل در کلام معصوم شکافته شود که اتفاقا در حدیث دوازدهم اصول کافی یعنی حدیث مشهور به حدیث جنود عقل و جهل آمده است و هم در وجه ایجابی و هم در وجه سلبی خودش را نشان میدهندو در خوانش دوم مبادی و همچنین آثار عقلانیت توصیف شود. آثار چنین عقلی چیست؟ اگر در مباحث آینده ما فرصتی باشد به نظر من ملاحظه یکی از این وجه که عرض کردم ایجابی و یا سلبی، و همچنین اثارش، دقیقا با آن مطلبی تحت عنوان رفتار انتخاباتی، خرد جمعی که در پرسش همکار بزرگوار ما هم آمد خودش را نشان می دهد. برداشت بنده این است که آنچه که ما امروز در گفتمان سیاسی به آن می پردازیم بیش از آنکه وجوه و متصل به منابع و میراث دینی و فرهنگی ما باشد کمی از تجارب سیصدو چهارصد سال اخیر در غرب گرفته شده است. که امتیازات و مشخصات ویژه خودش را داشت که البته بن بست ها و محدودیت های خودش را آشکار کرده است و به نظر من اگر در یک کار نظری و فلسفی البته منجر به پاسخ به این پرسش که در صحنه اجتماعی و انتخاباتی عقل چگونه ظهور میکند می تواند کار ما را غنی کند و موسسه حرا به نظر من آقای دکتر حتی می تواند دراین موضوع پیش قدم شود و درتدوین یک دفتری با مشارکت و هم اندیشی دوستان رقم بزند و اختصاص به سیاست های اجتماعی از جمله انتخابات داشته باشد. و باور بنده این است تا این دفترخوانده و بازخوانی نشود پرسش برآمده از این سنت بدون جواب می ماند و ما همچنان در همان فضا باید دنبال یک پاسخی باشیم. 

آقای دکتر پورحسن 

سوال من این بود که عقلانیت چیست؟ ما دعوایی در واژه نداریم که به جای عقلانیت عقل جمعی یا خرد جمعی را بیان کنیم. اگر چه تفاوتی میان آن ها وجود دارد و بحث ما این نیست که منظور عقلانیت فلسفی یا انتزاعی و یا ذهنی است. ایرانی ها از زمان مشروطه تا حال هر زمانی که انتخابات برگزار می شود دو دغدغه متضاد دارند. دغدغه نخست هیجان است و دغدغه دوم ترس است. دغدغه اول که هیجان است تصور غالب درایران تا کنون درباره انتخابات این بود که انتخابات امری است که می توانیم فردی را انتخاب کنیم و تغییر را شکل دهیم وضعی را تغییر دهیم، دوره جدیدی را به وجود آوریم که شاید مطابق خواسته های ما، امید های ما، آرزو های ما باشد. آنچه را که می خواهیم، ترس از آن که شاید انتخاب آن گونه که امید داریم نباشد. هر دو وجهی که عرض کردم  وجه غیر عقلانی است. قبلا هم بیان کردیم یعنی انتخابات  را تا کنون در ایران یک اتفاق تلقی می کردند. واقعا اتفاق نیست، چون اتفاق تلقی می شود لذا  از جانب آن  بیم و امید ها شکل می گیرد. ما از نتایج انتخابات عمدتا خوشحال نبودیم  مگر زمانی که تصور کردیم عقلانیست.  عقلانی است یعنی برآمده از اراده جمعی ملت بر اساس اهداف آینده همگان،  نه قشری، نه قومی، نه گروهی و نه حزبی و نه خواسته شخصی. و این مسئله که عنوان می کنم به ندرت در این صدو ده سال خیلی کم اتفاق افتاد اکثر انتخابات ما علی رغم آن که خود انتخابات مهم بود ولی نتایجی که ما در درون عقل جمعی قرار می دهیم کمتر  بدست آوردیم. به همین دلیل عمدتا در ایران انتخاب را یک فرآیند نمی دانند، عقلانی بودن یعنی فرآیندی بودن ، عقلانی بودن یعنی همچنان که جامعه نمی تواند یک دفعه ترقی پیدا کند ، پیشرفت  کند بلکه محصول دانش و آگاهی طولانی مدت است یک انتخاب عقلانی نیز همین گونه است. این گونه نیست که اگر تنها مسئله شناساندن نامزدها مطرح شود ما بگوییم انتخاب عقلانی است. خیر انتخاب عقلانی تغییر درست در قدرت را شکل می دهد نقش نخبگان را در جامعه برجسته نشان می دهد. میزان آگاهی و دانش تاثیر جدی در آن انتخاب دارند. احساسات کمینه است. هیجانات فروکش می کند. پس اساسا این گونه نیست که انتخابات را ما بتوانیم یک رفتار شخصی تلقی کنیم زیرا انتخابات یک رفتار جمعی است. اینکه ما رقابت را عنوان کردیم، اساسا مشارکت همین است. یعنی در یک جامعه انتخابات فرصتی است که همه افراد جامعه سهمشان را در جامعه ایفاکنند در ایران گاهی به این مسئله خوب توجه شده است و گاهی هم به آن توجهی نشده است. یعنی ما در ایران عمدتا نگاه های حصر در انتخابات ما زیاد است این حصر طبیعی است که مشارکت را تحت تاثیر قرار می دهد. در همه نوشته ها این مسئله وجود دارد که انتخاباتی می تواند برآمده از رأی عمده جامعه باشد که همه جامعه نقش داشته باشند. این نقش داشتن بدان معناست که منافع همه گروه ها ، اشخاص،نامزدها و احزاب به طور جدی دیده شود. پس بنابراین وقتی بیان می کنیم انتخاباتی عقلانی است منظور ما این است که حتما احساساتی و هیجانی نیست. وقتی من بیان می کنم انتخاباتی عقلانی است یعنی حتما برآمده از تجربه طولانی یک ملت است. حتما برآمده از دانش و آگاهی است که در حوزه سیاسی باید شکل بگیرد. بنابراین وقتی ما می گوییم عقلانیت، اساسا عقلانیت یک امر عینی در انتخابات است یعنی شما از کسانی که انتخاب می شوند، از تصمیماتی که می گیرند، از وضعیت تغییر قدرتی که به وجود می آید بر اساس منافع کل جامعه شکل می گیرد این ها یعنی عقلانی بودن. بنابراین برداشت من این است که وقتی می گوییم عقلانی،یعنی بر اساس آگاهی درست، بر اساس دانش درست، براساس نقش نخبگان که ایفا می کنند ما به این ها در واقع عقلانی بودن می گوییم. اگر این گونه باشد تلقی من این است که ما می توانیم یک آسیب شناسی جدی در انتخابات ایران بر اساس ملاک عقلانی انجام دهیم. یعنی چرا کشور های که اکنون در حال توسعه هستند با معیار عقلانی مقدار زیادی متفاوت هستند و یا فاصله دارند و این فاصله داشتن بدین منظور این است که ممکن است عقلانیت منافع عده ای را به خطر بیندازد، یعنی ای گونه نیست که ما بگوییم در عربستان برای شورا انتخابات شکل گرفته است پس رفتار عقلانی است خیر زیرا ازطرف آن هیچ تغییر قدرتی به وجود نمی آید. چون تغییری ایجاد نمی کند، پس فرمایشی است. اگر شما کشور های زیادی را مثال بزنید که می خواهیم برای این رئیس جمهور دوره نامحدودی را به رأی بگذاریم  این انتخابات حتما غیر عقلانی است. پس بنابراین عقلانی بودن یعنی به همه افراد جامعه توجه داشتن، به منافع تمام افراد جامعه توجه داشتن ، به همه نهاد هاو احزاب اجتماعی توجه داشتن. به همین دلیل است که من بیان کردم عقلانیت در معنای نهایی  یعنی رقابت فراگیر، یعنی آزادی فراگیر ، یعنی منافع فراگیر.  ما به این عقلانیت می گوییم که نه انتزاعی و نه ذهنی است حال اینکه چگونه ظهور پیدا کند این یک فرآیند است و به تجربه های متعدد یک جامعه بستگی دارد. هرچه جامعه انتخابات را بیشتر تجربه کند به این امر باید نزدیک تر شود و اگر دور شود این بدین معنا است که انتخابات در آن جامعه به معنای عقلانی شکل نمی گیردکه به تدریج آن را به سمت چنین ساحتی پیش نمی برد. 

آقای دکتر نورا: 

من باز هم نکته ای که می خواهم بیان کنم که اساس کار در گفتار خیلی راحت است ما می گوییم رقابت فراگیر داشته باشیم، آزادی فراگیر داشته باشیم و در عقلانیت منافع همه باید در نظر گرفته شود اما من نمی دانم این عقلانیت چگونه این فرآینده ها را می خواهد به اصطلاح فرموله کند. آن فرایند که شما بیان می کنید فرآیند سازی ، این فرآیند را چه کسی باید تایید کند که درست و عقلانی است و یا عقلانی نیست. من می گوییم در دنیا یک مسئله ای را به نام رفراندوم(همه پرسی) مطرح کردند. که رفراندوم ریشه اصلی تجربی عقلانیت و خرد ورزی است یعنی شما برای آن که بپذیرید یک امری در یک کشوری دارای ارزش است ابتدا قبل از آن باید آن را به صورت عمومی به رأی بگذارید تا عقل جمعی و خرد جمعی آن را پذیرا باشد. اگرا ما به صورت فلسفی و انتزاعی و حتی ذهنی به این مسئله توجه کنیم ممکن است جامعه آن را قبول نکند. آیا آنچه را جامعه قبول نکند و شما فکر می کنید که عقلانی است می توانید بپذیرید. اگر تجربیات غرب را در نظر بگیریم به یک گونه اجرا کرده اند و هر کشوری برای خود خطوط قرمزی را تعیین می کند. آیا این خطوط قرمز در این بحث ها جایگاهی دارد؟ نظر شخصی من این است به جای پرداختن به این بحث در کشور خودمان بر مبنای هر آنچه که دنیا تجربه کرده است جمع بندی کنیم و یک  عملیاتی برای اجرای پیدا کنیم.

نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار