کد خبر: ۹۵۳۷۲
تاریخ انتشار: ۲۵ اسفند ۱۳۹۵ - ۰۹:۳۴
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
بررسی تحلیلی – انتقادی گفتمان دموکراسی؛ فرآیند انتخابات در ایران
سومین نشست از سلسله نشست های بررسی تحلیلی – انتقادی گفتمان دموکراسی؛ فرآیند انتخابات در ایران به همت موسسه فرهنگی اجتماعی حرکت رشد و اعتدال(حرا) برگزار گردید.

حرا- سومین نشست از سلسله نشست های بررسی تحلیلی – انتقادی گفتمان دموکراسی؛ فرآیند انتخابات در ایران به همت موسسه فرهنگی اجتماعی حرکت رشد و اعتدال(حرا) در تاریخ 29/11/1395 با حضور آقایان، دکتر شهرام محمدنژاد (دبیر کل موسسه حرا)، دکتر قاسم پورحسن (عضو شورای مرکزی موسسه حرا)، دکتر امیردبیری مهر(مدرس و پژوهشگر علوم سیاسی)، و اعضای شورای جوانان موسسه حرا به شرح زیر در دفتر حرا برگزار گردید.


آقای دکتر دبیری مهر: 

من پیشنهادم این است که بحث ها کوتاه و مباحث مرتبط باشند که برای مخاطبان جذاب تر باشد. به نظرم آقای دکتر پورحسن در یک سطح نظری به مباحث و سوالاتی که من در مورد ایران مطرح کردم پاسخ دادند. من بحثم را مرتبط به بحث جلسه گذشته، هم به بحثی که امروز مطرح شد و هم توضیحاتی که ایشان بیان کردند عنوان می کنم. ما در جلسات گذشته اشاراتی کردیم و بیان کردیم که نگاه ما به انتخابات و دموکراسی، نگاه حداقلی و ابزاری است. علی رغم دست آوردهای زیادی که داشتیم و تقریبا خلاصه بحث جلسه گذشته بود. وقتی ما شروع به آسیب شناسی کردن انتخابات، دموکراسی، احزاب در دوره انقلاب اسلامی و دوره جمهوری اسلامی می کنیم، عده ای به خطا بلافاصله فکر می کنند که ما دست آوردهای کشور را در این حوزه انکار می کنیم. اصلا بحث ما این نیست. بحث ما این است که اصلا تا قبل از انقلاب اسلامی، این مسئله بیش تر یک شوخی بوده است. شروع کار ما در این بحث با انقلاب اسلامی است. یعنی انقلاب اسلامی یک حرکت بزرگ و رو به جلو است و اینکه در تعابیری داریم «انفجار نور»، حال هرکس یک تعبیری دارد، من تعبیرم این است که ما با انقلاب اسلامی تازه وارد فضای جهانی شدیم. یعنی تازه ضعف های خود را متوجه می شویم. تازه با انقلاب اسلامی می توانیم بفهمیم که کجا هستیم. تا قبل از آن اجازه نمی دادند. یعنی رژیم گذشته اصلا به شما اجازه نمی داد. رژیمی که  مانع از انتشار کتاب شود، با فضای دانشگاه برخورد امنیتی کند، برخورد اطلاعاتی کند، طبیعتا تکلیف روشن است. پس ما وقتی که آسیب شناسی می کنیم، به دلیل اینکه اول راه هستیم.

یعنی انقلاب را نقطه آغاز می دانیم. با فراز و نشیب هایی که وجود دارد. تذکر این نکته لازم است که به آن توجه شود. به همین دلیل بیان کردیم: نگاه ما حداقلی و سوری است. من برای اینکه بحث را دقیق تر بیان کنم و سوال را پاسخ دهم، این را عرض می کنم. آقای دکتر پورحسن بیان کردند و بحق حرف آقای دکتر پورحسن در یک جمله این بود که دموکراسی در ایران اجتماعی نیست، دموکراسی سیاسی است. من می خواهم این را کمی توضیح دهیم یعنی چه. یعنی ما اکنون با چه آفتی در کشور مواجهه هستیم. آفت این است که یک طبقه بالایی در حوزه سیاسی و قدرت در کشور شکل گرفته است که در ادبیات عامیانه مردم ما «بچه های بالا» عنوان می شود. اتفاقا به اشارات توده مردم باید خیلی خوب توجه کرد و خیلی هوشمندانه وجدان عمومی به یک مفهومی می رسد. این طبقه بالا یعنی چه؟ یعنی یک طبقه ای که به تعبیر عام، نخبگان هستند. اما این نخبگان به این معنا نیست که لزوما باهوش تر هستند، شایسته تر و یا توانمندتر هستند. نه، بلکه به این معناست که این نخبگان کسانی هستند که روابط سیاسی و خانوادگی لازم را با بالا دارند. نخبه به این معنا، نه نخبه به معنای متفکرانه یا باهوش فوق العاده. سیاست در کشور ما در طبقه بالا بسته می شود. یعنی در آن حلقه ها بسته می شود که چه کسی باید رییس جمهور شود. چه کسی باید نماینده مجلس شود. چه کسی باید وزیر شود. از درون جامعه نیرویابی، استعداد یابی، توانمند یابی اتفاق نمی افتد. به تعبیر علوم سیاسی، یک نوع الیگارشی سیاسی در جمهوری اسلامی شکل گرفته است. 

شاید کسی این حرفی را که ما بیان می کنیم، در مطبوعات ندیده باشد. ولی به نظر بنده به عنوان یک دانشجو و پژوهشگر در این حوزه، می خواهم بیان کنم که در جمهوری اسلامی بحث دموکراسی و انتخابات خیلی مسئله جدی است. این اشخاص تصمیم می گیرند چه زمانی انتخابات کلید بخورد، چه زمانی فضا گرم شود، امسال رقابت در انتخابات پررنگ تر باشد یا مشارکت آن پررنگ تر باشد. این همان ندیدن جامعه و مردم در جمهوری و در دموکراسی است. وقتی شما چنین مناسباتی را در لایه های بالا مشاهده می کنید، در لایه های پایین چه اتفاقی می افتد؟ سیاست زدگی رخ می دهد. منظورم از لایه های بالا و پایین اصلا بحث ارزش و تقدم نیست. این تلقی نباشد که وقتی بالا و پایین را بیان می کنیم مثلا آنکه بالاتر است، ارزش بالاتری دارد. اصلا اینگونه نیست. بحث هرم اجتماعی را می خواهم عنوان کنم. 

اکنون که ما با هم صحبت می کنیم، ما در وضعیت سیاست زده قرار داریم. یعنی اصلا در درون جامعه، خیلی 29 اردیبهشت برای شهروندان مسئله مهمی نیست و اصلا چه اتفاقی می افتد. چرا؟ زیرا اتفاقا تلقی جامعه درست است. بیان می کنند در طبقه بالا، خودشان می برند و خودشان می دوزند و به ما هم نیاز است که فقط رای دهیم و یک مشارکتی ایجاد کنیم و ما هم این کار را انجام می دهیم. همیشه هم در کشورمان بحمدالله بخاطر دشمنان احمقی که داریم، یک فضایی فراهم می شود تا مشارکت مردم ایجاد شود. امسال مسئله ترامپ مطرح است و ترامپ دو، سه سال باعث مشارکت سیاسی ما می شود. همانگونه که در 22 بهمن، ترامپ سوژه خوبی بود و یک مشارکت گسترده ایجاد کرد و در انتخابات هم رفتارهایی خواهد داشت تا ما مشت محکمی به استکبار جهانی بزنیم و یک مشارکت بالا در انتخابات خواهیم داشت. خیلی خوب است که این اتفاقات رخ می دهد، ولی نباید خودمان را گول بزنیم. اگر در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو 60 درصد رای دادند و یا 70 درصد رای دادند، نباید اینگونه فکر کنیم که سازوکار درست است. اشتباه برداشت نشود. مقام معظم رهبری چندی قبل نکته جالبی را  فرمودند. ایشان بیان کردند، مردم آمدند و در 22 بهمن شرکت کردند، اما عده ای فکر نکنند که مردم مشکلی ندارند، گله مند نیستند و درد ندارند. این خیلی تذکر بجایی بود. حال یک عده از آن تعابیر سیاسی و جناحی کردند. من مسئله را اینگونه نمی بینم. همین سخن درباره انتخابات هم صدق می کند. اگر مردم در حدود 60 یا 70 درصد مشارکت می کنند که در دنیای امروز حدنصاب خیلی بالایی است، اصلا به این معنا نیست که سیستم خوب کار می کند. شاید عوامل تهییج مردم برای مشارکت در انتخابات، عوامل غیر مرتبط است. عواملی نیست که در چارچوب احزاب، انتخابات و دموکراسی قابل تحلیل باشد. واقعا یکی از دلایل مردم ما در مشارکت در انتخابات این است که بیان کنند ما پشت انقلاب و نظام و رهبری هستیم. 

این به این معنا نیست که مردم مشارکت سیاسی در امر انتخابات می کنند. این مواردی که من بیان می کنم، نظرات صرف شخصی نیست و مبتنی بر مطالعات است. در جامعه ما، برای درصدی از رای دهندگان فارغ از اینکه به چه کسی رای می دهند، مهم اصل شرکت در انتخابات است. یعنی می گویند انتخابات، رفراندوم سالانه با نظام است. وقتی چنین سبد رأیی داریم، نباید از آسیب های دموکراسی و انتخابات در کشورمان غافل باشیم. یکی از آسیب های آن همین نکته است که من عنوان کردم. و خلاصه آن چنین است: «سیاست زدگی در پایین»، سیاست زدگی یعنی ناامیدی از حوزه سیاست و کنش سیاسی. یعنی اینکه به من چه؟ من برای چه شرکت کنم؟ به چه دردی می خورد؟ چه تاثیری دارد؟ ما چکاره ایم؟ وقتی این موارد در ذهن یک شهروند شکل بگیرد یعنی آن شخص در هاله ای از سیاست زدگی قرار گرفته است. متاسفانه عرض کردم که مناسبات طبقات بالای سیاسی و تعیین کنندگی آن طبقه برای سیاست کشور و نگاه ابزاری و مشارکت جویانه به مردم که مردم در همین حد حضور داشته باشند که یک رای بدهند و یک گارانتی چند ساله برای کشور ایجاد کنند، چقدر خطرناک است. من فکر می کنم ما در این وضعیت قرار گرفته ایم. این نه با مبانی انقلاب اسلامی و نه با تفکرات شخص امام راحل سازگار است و با شاخص های استاندارد دموکراتیک هم سازگار نیست که آقای دکتر پورحسن به عنوان «دموکراسی اجتماعی» به آن اشاره کردند. 

اگر ما در نظام جمهوری اسلامی برای این موارد فکر نکنیم و راه حل ارائه ندهیم و این اجرایی نشود، ما دچار مشکلات زیادی خواهیم شد. یکی از مشکلات همین چیزی است که اکنون در آن قرار گرفته ایم. دو ماه مانده به انتخابات ولی هیچ چیزی روشن نیست. تصویر روشنی از فضای سیاسی کشور موجود نیست. شکل معقول آن این بود که اکنون مشخص می بود که در کشور، یکی دو حزب وجود دارند. نامزدهای احتمالی آن ها برای ریاست جمهوری چه کسانی هستند و برای انتخابات شوراها لیست های آن ها کدام است، فارغ از این که آیا انتخاب می شوند یا نمی شوند. در همه جای دنیا چنین سازکارهایی وجود دارد و اولویت های آن ها مشخص است. مثلا این سوال که دو یا سه رقیب احتمالی آقای روحانی چه کسانی هستند، در چه مواردی با دولت مستقر همگام هستند و در چه مواردی اختلاف دارند. این ها باید برای مردم روشن می بود که مردم زمان فکر کردن می داشتند. فکر کنند، تصمیم گیری کنند، بحث کنند. دانشگاه ها اکنون باید سمینارهای خود را شروع می کردند و تکلیف مطبوعات روشن می بود. می دانستیم که فرضا این تعداد روزنامه با آقای روحانی هستند، این تعداد روزنامه با رقیبای دیگر هستند. این یک وضعیت معقول و مورد انتظار  است و هیچ کدام از این ها در کشور مشخص نیست. یعنی حتی در طبقه بالا هم که گفته می شود: «برای سیاست می برند و می دوزند»، آن ها هم بلاتکلیف هستند و وضعیت آن ها هم معلوم نیست. شما اکنون به اصولگران مراجعه می کنید که نامزد احتمالی شما چه کسانی هستند؟ می گویند مشخص نیست. آقای روحانی، رئیس جمهور کشور، تا دو هفته قبل مشخص نبود که دور بعد می تواند حضور پیدا کند یا خیر. یعنی بحث رد صلاحیت آقای روحانی مطرح بود. در حدی که در مصاحبه مطبوعاتی به صراحت در رسانه پخش شد و خبرنگار سوال کرد آقای روحانی، آیا می خواهند شما را رد صلاحیت کنند؟ و آقای روحانی پاسخ داد رابطه ما را با شورای نگهبان خراب نکنید. یعنی جواب ایشان تاییدی بود بر حرف خبرنگار. این موارد ابهاماتی است که ما در این سازوکار و در این جامعه و در این فضای سیاسی اگر از کنار آن بگذریم، حل نمی شود و انباشت مشکلات می شود. اتفاقا باید به این موارد توجه کنیم تا بتوانیم برای آن راه حل پیدا کنیم و شاهد رشد و پیشرفت کشور باشیم.


برای مطالعه مشروح سومین نشست – بخش دوم به اینجا بروید

برای مطالعه مشروح سومین نشست – بخش اول به اینجا بروید
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار