کد خبر: ۹۵۴۹۳
تاریخ انتشار: ۰۱ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۵:۵۳
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
بررسی تحلیلی – انتقادی گفتمان دموکراسی؛ فرآیند انتخابات در ایران
چهارمین نشست از سلسله نشست های بررسی تحلیلی – انتقادی گفتمان دموکراسی؛ فرآیند انتخابات در ایران به همت موسسه فرهنگی اجتماعی حرکت رشد و اعتدال(حرا) برگزار گردید.

آقای دکتر محمدنژاد:

من به فرمایشات هر دوی شما بزرگواران(آقای دکتر پورحسن،آقای دکتر میری، آقای دکتر دبیری مهر) یک نقدی دارم و این نقد را با یک مثالی شروع می کنم. این جناح افراطی اصلاحاتی بی ترمز و بی منطق که امثال این ها جریان فتنه 88 را ایجاد کردند، گاها حرف های عجیبی می زنند.این افراد را اصلاحاتی نامیدم زیرا اصلاح طلب واقعا معنی مقدسی دارد.من روزی با یکی از این ها بحث کردم و بیان کردم که ما بر اساس آمار، در حدود 90 هزار مدرس، هیئت علمی، استاد، استادیار، دانشیار و غیره در دانشگاه ها داریم و حدود 5/4 میلیون هم دانشجو داریم. انصافا کدام یک از ما به وظایف ملی و شرعی و قانونی خود عمل کرده ایم؟ اینکه ما بیان می کنیم: رهبران و نخبگان جامعه چنین و چنان، حقیقاتا چندان واضح و مبرهن نیست. غیر از مقام معظم رهبری که نظراتشان را نخبگان می دادنند و به نظر من تمام تلاش ایشان برای حفظ کشور، ترقی کشور، اسلام و ارزش ها است، شاید بعد از ایشان ما کمترین اثر را در بین نخبگان داریم. اگر رهبران را هم جزو نخبگان و یا در بین نخبگان ببینیم، کمترین اثرگذاری را ما داریم. چه کسی باید تکلیف جامعه را روشن کند؟ آیا رییس جمهور، رییس مجلس و یا رییس قوه قضاییه؟ آیا منظور شما از رهبران و نخبگان این افراد هستند؟ ما در کشورمان حزب سیاسی نداریم که آنچنان حزب قدرتمندی باشد. اصلا اگر بنا است که حزب سیاسی داشته باشیم که قدرتمند باشد، ما باید آن را شکل دهیم و سازماندهی کنیم و به آن جهت دهیم. منظور از ما  که عرض می کنم، نخبگان جامعه و افراد تحصیل کرده است.اینکه صرفا ما انگشت اتهام را دائما به سمت دیگران ببریم و خودمان را تبرئه کنیم، این چیزی را حل نمی کند. اتفاقا من فکر می کنم این جلسات که با حضور محترم شما عزیزان تشکیل می شود، به این دلیل است که همچنین اتفاقاتی رخ دهد. مخصوصا اینکه رشته شما عزیزان علوم انسانی است.شاید اکنون در مسائل فنی کشور ما جایگاه آبرومندی را پیدا کرده است.کشور ما در مسائل هسته ای، در سلول های بنیادی، در تولید علم یا فناوردی رتبه خوب و ممتازی دارد. اما این تخصص شما عزیزان است که در علوم انسانی فعالیت دارید و می دانیدکه این نقص ها را چگونه باید برطرف کرد و تشکل لازم را چگونه باید ایجاد کرد. چندی پیش شخصی را از یکی از احزاب شناخته شده دعوت کردند. همین مباحث آنجا مطرح شد که شما دوسه ماه مانده به انتخابات اکنون سخن می گویید که باید همفکری و کمک کنیم. به نظر من بیشترین مقصر شاید عزیزان رشته علوم انسانی ما باشند. آیا حوزه کم کاری می کند؟ آیا دانشگاه کم کاری می کند؟ مراکز تحقیقاتی علوم انسانی ما کم کاری می کنند؟ به نظر من با این موارد باید کمی جدی تر برخورد کنیم. این انتخابات هم می گذرد وآقای دکتر پورحسن،آقای دکتر میری، آقای دکتر دبیری مهر و آقای دکتر کلباسی و امثال شما که در رسانه ها حضور دارید و اهل علم هستید، من نمی گویم درگیر شوید، تدبیر کنید که این اتفاق رخ دهد. برای من بسیاری از فرمایشات شما هم جالب و هم نامفهوم است. واقعا ما باید چه کسی را مخاطب قرار دهیم و چه کسی مقصر است؟با آنکه تخصص بنده در این حوزه نیست اما حدوداً 45سال است که در این وادی حرکت می کنم. وقتی من عرض می کنم که فرمایشات شما را به خوبی درک نمی کنم، از یک انسان عامی چه انتظاری داریم که فرمایشات شما را متوجه شوند؟ بنده فکر می کنم مقصر اصلی ما دانشگاهیان هستیم. هیچ کجا از کشور ما منعی برای آقای دکتر دبیری مهر و امثال ایشان وجود ندارد که همت کنند و با علمی که دارند، حرکتی را راه بیندازند و تعدادی انسان را آگاه کنند و آن افراد هم به تعداد دیگری آگاهی دهند و حتی یک تشکیلات حزبی ایجاد شود. ما حرا را با گرفتاری زیادی راه انداخته ایم و پیش می بریم و اکنون دوستان شورای مرکزی ویا نخبگان دیگررا اینجا دعوت کرده ایم تا راه حلی برای مشکلات موجود بیابیم. اگر ما همت لازم و کافی نداشته باشیم، اتفاق خاصی رخ نمی دهد. شما جلساتی که مربوط به صهیونیست ها است را مشاهده کنید. یک صندلی خالی هم نیست و آنچنان منظم و جدی نشسته اند و در خصوص مسایل خود و جهان تصمیم می گیرند که نتایج آن قابل وصف نیست. اما ما خیلی راحت از آن می گذریم. در یکی از وزارت خانه ها، دوستان بیان کردند که در جلساتی که آنجا برگزار می شود، ما دانشگاهیان حضور داریم اما  آقای وزیر نیست.،آقای معاون وزیر نیست. وقتی ما مسائل را جدی نمی گیریم و نسبت به آن بی تفاوت باشیم، قطعا این گونه خواهد بود و من فکر می کنم که کمی واقع گرایانه تر وارد مسئله شویم. اگر نقدی هم می کنیم، نقد منصفانه باشد و اگر خودمان مقصر هستیم، آن را هم در نظر بگیریم و راه حل های منطقی تری را ارائه دهیم. فرضا به همان آقای وزیر یا وکیل یا رییس مجلس یا رییس جمهور و یا رییس قوه قضاییه یا هر فرد دیگری که به تکلیف خود عمل نمی کند، با یک زبان منصفانه، با تدبیر واضح و روشن تری این افراد را متوجه کنیم که شما فقط رفع تکلیف می کنید و وظایف خود را به درستی انجام نمی دهید تا موثر واقع شود.

آقای دکتر پورحسن:

من عنوان کردم که ما در ایران واقعا از دموکراسی به معنای درست (یعنی از مردم سالاری دینی) فاصله داریم و حتی هراس هم داریم. من این را که عنوان می کنم، فقط هراس سیاسی نیست. ما اصلا هراس در فهم داریم. دموکراسی اصالتا مربوط به قدرت نیست، مربوط به مردم و اجتماع است. ما اکنون یک بحثی در دنیا داریم که قدرت دست چه کسی است؟ آیا کسی وجود دارد که ما بتوانیم آن را نقد کنیم و زمین بزنیم و چارچوب عقلانی را فراهم کنیم؟می گویند نه. مانیفست متفکری مانند فوکو همین است. ایشان وقتی بیان می کند «قدرت»، مرادش رییس جمهور و صاحب قدرت نیست. می گوید اساسا چارچوب و ساختار به گونه ای شکل گرفته است که شما فقط در ذیل این قدرت می اندیشید. شما نمی توانید بیرون قرار بگیرید و آن قدرت اوبژه (object)شما شود و شما آن را نقد کنید و اصلا آن را تغییر دهید. جامعه ای مانند آمریکا که سابقه زیادی در دموکراسی دارد چرا شعار Change و تغییر را عنوان می کند؟ چه چیزی را به عنوان Change یا تغییر بیان می کند؟ این تغییری را که عنوان می کند، می خواهد بیان کند یک درصد در مقابل 99 درصد. یعنی تمام تصمیمات مربوط به صاحبان قدرت (طبقه بالا) است. من تصورم این است که هم صاحبان قدرت مقصرند و هم متفکران. هر دو مقصرند.صاحبان قدرت مقصرند، زیرا اجازه نمی دهند که روند درست و صحیح مردم سالاری در جامعه استمرار پیدا کند و شکل پیدا کند. این روند صحیح باکسی تعارف ندارد، اما وقتی من صاحب قدرت وصاحب حزبی هستم و همواره به دنبال ادامه و تثبیت قدرت خود هستم، به تدریج نقش مردم، جامعه، روشنفکران و رسانه را کم می کنم که همه تابع آن قدرت بیندیشند. این بیماری مهمی است و تنها در ایران نیست. نمونه بارز آن در ترکیه است. ترکیه ای که به قول خود نویسندگان به سمت جامعه ای با رسانه آزاد و یک نمونه ای از دموکراسی اسلامی حرکت میکرد، امروزه ملایم ترین سیاستمداران اروپا می گویند که وضعیت دموکراسی در ترکیه هولناک و این حجم زیاد مقابله با رسانه ها خطرناک است. قدرت اجازه نمی دهد. وقتی ما می گوییم طبقه بالا به مثابه این است که روند مشروطه که در ایران شروع شد، برای استقرار عدالت بود. لزوما برای مقابله نظامی یا فیزیکی با بیگانگان نبود. آن طبیعی بود که اتفاق بیفتد. اما پرسش اساسی مشروطه، پرسش درون جامعه ما بود که در جامعه ما برابری، آزادی و عدالت وجود ندارد. ساختار قدرت چنین است که آزادی را سلب می کند، روند صحیح نقش مردم را می گیرد. ما در جامعه این را یک خطر می دانیم.این وضعیت در جامعه ای که سه ماه آینده در آن انتخابات برگزار می شود، وضعیتی هشدار دهنده است. ما هیچ گونه تلاش جدی فکری و رسانه وحتی سیاسی درباره آگاهی دادن به مردم، به برنامه های حوزه قدرت برتر در جامعه یعنی ریاست جمهوری، اصلا ارائه نکردیم. طبیعی است زمانی که ما این را محدود به زمان اندک می کنیم، شتاب زده تصمیم گرفته می شود. یعنی توام با یک مواجهات عقلانی و مناقشات علمی نخواهد بود. دموکراسی تابع رای و کنش مردم است نه تابع قدرت سیاسی. جامعه ما هنوز تابع قدرت سیاسی است. دموکراسی به نقد قدرت، به توزیع قدرت و گردش متفکران توجه دارد. در حالی که در جامعه ما عمدتا به تثبیت قدرت منجر شده است. مراد از تثبیت و نقد، به معنای فروپاشی و از بین بردن نیست. بلکه به مثابه این است که به طور کلی  چرخش و توزیع، خود یک روند عقلانی است. اگر در دموکراسی ما همواره فقط جابجایی صاحبان قدرت را داشته باشیم، جامعه نیرو، انرژی و بنیاد لازم را برای نقش آفرینی ندارد. جامعه به تدریج مأیوس می شود و امید خود را از دست می دهد. این برای جامعه ما خطرناک است.به دیدگاه من ایران در درون تمدن اسلامی پیشتاز است. این را از باب اغراق هم بیان نمی کنم. یعنی ایران یک فرصت استثنایی در این باب دارد که جامعه ما می تواند به  فهم درست دردموکراسی دست پیدا کند. بنابراین من تلقیم این است که وضعیت دموکراسی و مردم سالاری در ایران اکنون قابل نقد است. وضعیت انتخابات هم قابل نقد است و تقصیر اصلی مربوط به صاحبان قدرت است. صاحبان قدرت، متفکران را نمی خواهند و کنار می زنند. هیج پیوند و رابطه عمیق فکری و سیاسی بین آن ها وجود ندارد. این به معنای آن نیست که نخبگان ما مقصر نیستند. یعنی نباید نخبگان ما منتظر بمانند تا آگاهی دادن به مردم درباره اهمیت بنیادین مردم سالاری دینی برای آن ها شکل بگیرد. خیر، اما در عین حال قدرت در دنیای کنونی آنچنان در هم تنیده است که اینگونه نیست که شما خارج از قدرت، اگر سلطه و چیرگی داشته باشید، بتوانید نقشی ایفا کنید. بنابراین به نظر می رسد که ما باید برخی از مبانی و مبادی و فرآیند ها را نقد کنیم و توجه جدی تری به وضعیت کنونی در ایران داشته باشیم. احزاب ما منحصر به فرد هستند. این عیب بزرگ ما است. احزاب ما اجتماعی نیستند. احزاب ما تابعی از قدرت سیاسی می اندیشند. متفکران و روشنفکران ما هم تابعی از قدرت سیاسی می اندیشند. این ها تماما اشکالات و ایراداتی است که در وضعیت دموکراسی در ایران اکنون وجود دارد. وقتی ما می گوییم دموکراسی یا مردم سالاری حقیقی، مسئله مهم آن عقلانیت است. عقلانیت اجازه نمی دهد که دموکراسی در ذیل قدرت و صاحبان قدرت تفسیر شود. در حالی که هم در ایران و هم در دنیا این گونه است. اما چون سخن ما در مورد ایران است من تلقیم این است که ما باید یک چرخشی را شکل دهیم. هم متفکران و هم رهبران سیاسی. این راه حلی است که من عنوان میکنم و آن چرخش چیست؟ آن چرخش این است که ما باید به تدریج تصمیم گیری را به یک فرآیند عقلانی ببریم تا فرآیند ذوقی و شخصی و گروهی. ما نباید تصمیم گیری ها را در پرتو صرف تثبیت قدرت، بلکه ساختار مناسب برای تدبیر جامعه باید ببریم. این زمانبر است اما کوتاهترین راه این است که به تدریج نقش صاحبان قدرت کم شود و نقش تفکر و دانشگاهیان بیشتر شود. هم آن ها اقبال کنند و هم قدرت به آن ها اجازه دهد. راه دوم این است که رسانه ها در پرتو نقشی که متفکران ایفا میکنند، مستقل تر باشند. رسانه های ما اکنون هم ترس و واهمه دارند از اینکه نقش مستقل ایفا کنند و هم کمتر به آن ها اجازه داده می شود. این نقش بسیار مهم است. در دنیای کنونی مهمترین مسئله در انتخابات از حیث حوزه فکری یکی مربوط به نخبگان و دیگری مربوط به رسانه ها است. نقدی که اکنون به قدرت سیاسی مستقر در آمریکا می شود، بیشترین امر متوجه رسانه های آمریکا است. رسانه های آمریکا مردم را بسیج می کنند. رسانه های آمریکا به مردم جهت می دهند که قدرت عقلانی یعنی چه و قدرت پوپولیستی یعنی چه. نگاه فاشیستی به قدرت یعنی چه و نگاه مردم و کنش عقلانی مردم با قدرت یعنی چه. بنابراین من تلقیم این است که ما بدون پشتوانه فکری نمی توانیم این تغییرات، گسست ها و چرخش ها را شکل دهیم. درست است، مسئله اول مربوط به متفکران و نخبگان ما است. یعنی نخبگان ما ابتدا باید دست به نقد بزنند و سپس دیدگاهی را عرضه کنند که منتهی به یک فرآیند عقلانی درباره دموکراسی در ایران شود.

نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار